هوشمندسازی کسب و کار چیست ؟ – رادیو هوشمندی (قسمت اول)

کسب و کار هوشمند

 

رادیو هوشمندی (قسمت اول) :

هوشمندسازی کسب و کار یا کسب و کار هوشمند ؟

 

کسب و کار هوشمند

 

  برای دانلود فایل صوتی کافیست اینجا کلیک کنید (حجم ۲٫۴۶MB) 

  برای دانلود فایل Pdf کافیست اینجا کلیک کنید  

به نام آنکه جان را فکرت آموخت

بزرگواران سلام . من محسن حسنی ، مشاور و مدرس هوشمندسازی کسب و کار هستم از مجموعه هوشمندسازی ، جایی که سعی مکنیم تا با هوشمندسازی کسب و کارهای مختلف ، رشد اقتصادی بهتری رو برای کشورمون به وجود بیاریم. و شما در حال گوش دادن به اولین فایل از سری فایل های رادیو هوشمندی هستید.

در اولین قسمت از رادیو هوشمندی ، در مورد تفاوت هوشمندسازی کسب و کار و کسب و کارهای هوشمند برای شما صحبت میکنم.  اگر ما تفاوت این ها رو در ابتدای راه هوشمندسازی بدونیم ، می تونیم خیلی بهتر ، از ابزارها و راه کارهای هوشمند در بالا بردن بهره وری کسب و کارمون استفاده کنیم.

کسب و کار هوشمند به معنی ایجاد کسب و کاریه که کاملا  براساس روش های هوشمند روز دنیا انجام بشه. مثل اسنپ ، زودفود و دیجی کالا .

اینها کسب و کارهایی هستند که برای ارتباط با مشتری نیاز به ارتباط فیزیکی ندارند. و مشتری هم به راحتی با ابزارهای هوشمند با این کسب و کارها ارتباط برقرار میکنه. چون می تونه در وقتش و هزینه هاش صرفه جویی زیادی داشته باشه.

اما هوشمندسازی کسب و کار ، برای تقویت کسب و کارهای سنتی انجام میشه. به صورتی که شکل کلی کسب و کار به همون حالت سنتی خودش باقی می مونه و فقط برای انجام بعضی از اموراتش ، از ابزار هوشمند استفاده می کنه. مثل فروشگاه های زنجیره ای رفاه و شهروند که شکل سنتی فروشگاه فیزیکی خودشون رو حفظ کردن ولی با استفاده از ابزار هوشمند ، می تونن اطلاعات مشتری ها و خریدهاشون رو جمع کنند و با تحلیل سیستمی این اطلاعات ، تصمیم های بهتری برای فروش بیشتر بگیرند.

اینکه چه کسب و کاری باید به چه شکلی هوشمند بشه ، کاملا بستگی به نوع کسب و کار ، نوع محصول و خدماتش و همینطور بستگی به نظر و نیاز مشتریاش داره.

مثلا من برای خریدهای عمده ترجیح میدم با دختر کوچیکم به فروشگاه های زنجیره ای بریم. چون هم خرید انجام میدم و هم دخترم رو به گردش در فروشگاه و بازی با چرخ های خرید میبرم.

اما برای سفر درون شهری ، ترجیح میدم که در سریع ترین زمان و با دقت بالا و همینطور هزینه کمتر از نرم افزارهایی مثل اسنپ استفاده کنم.

پس مدیر هر کسب و کاری باید ببینیه که مشتریاش چطور راضیترند و اینکه چطوری هزینه های کمتری رو برای ارایه محصول یا خدماتش به دوش مشتری میذاره.

ایده اسنپ (تاکسی اینترنتی) از نیاز مشتری ها به صرفه جویی در وقت و هزینه استفاده کرده و با حذف دفتر فیزیکی از مسیر ارتباط مشتری با راننده ، تونسته وقت و هزینه مشتری رو در سفر درون شهری کم کنه.

یا اینکه فروشگاه رفاه تونسته با ایجاد یه محیط فیزیکی خیلی خوب ، مشتریاش رو جذب کنه.

در نهایت برای اینکه تصمیم درستی برای هوشمندسازی کسب و کارمون بگیریم ، لازمه که اولا تفاوت هوشمندسازی کسب و کار با کسب و کار هوشمند رو بدونیم و بعدهم ابزار و راه کارهای هوشمند رو بشناسیم.

ممنونم که در این بخش از رادیو هوشمندی بامن همراه بودید. تا بخش بعدی رادیو هوشمندی خدا نگدار شما همراهان عزیز.

انواع مشتری آنلاین ( ساخت آواتار مشتری آنلاین قبل از فروش )

انواع مشتری آنلاین در کسب و کار ما کسانی هستند که با خرید آنلاین و خطرات و فواید آن ، آشنا هستند. یا اگر برای بار اول اینکار را انجام می دهند ، به احتمال زیاد ، از کسی در این باره سوال کرده اند.

سوال اساسی این است که آیا تضمینی وجود دارد که خریدها تکرار شوند؟ و یا اینکه بتوانیم علاوه بر حفظ مشتریان قبلی ، مشتریان جدید بدست بیاوریم؟

در کشور ما و در بین کسب و کارهای آنلاین ایرانی ، تعداد کمی هستند که در طی ۳سال  اخیر توانسته‌اند انواع مشتری را به خودشان وفادار کنند و حتی با ارایه قیمت‌های بالاتر از بازار مشتریان راضی‌تری داشته باشند. (مثل دیجی کالا)

یکی از دلایلی که مشتری‌ها از کسب و کار آنلاین ما استقبال خوب ( یا لااقل سریع ) نمی کنند ، این است که ما نمی توانیم از راه دور ، شناخت درستی از نیازها ، خواسته‌ها و علایق آنها به دست بیاوریم.

اما با توجه به تعداد مردمی که در هر لحظه آنلاین هستند و در طی شبانه‌روز در حال استفاده از اینترنت هستند ، می توان فعالیت‌های بسیار بیشتر و پولسازتری ، حتی در کسب و کارهایی که به ظاهر مشتریان اینترنتی ندارند ، داشته باشیم.

شناخت انواع مشتری آنلاین

البته با کمک تحلیل رفتار انواع مشتری ها در فضای آنلاین می توان تا حدودی رفتار مشتری ها در فضای آنلاین را شناخت .

ولی این شناخت از مشتریانی است که از کسب وکار آنلاین ما خرید کرده اند و یا حداقل سری به آن زده اند.

اما برای جذب و ایجاد رضایتمندی در مشتری‌ای که اصلا سری به ما نمی‌زند ، چه برنامه ای داریم؟

چطور مشتریانی که به ما سر نزده اند را بشناسیم و برایشان برنامه ریزی کنیم؟

انواع مشتری

خود مشکلی

خاطرم هست که در شروع کارم به عنوان یک مدرس در فضای آنلاین ، با انتشار محتوایی که فکر می کردم جزء بهترین محتوای اینترنتی است ، سعی در جذب انواع مشتری داشتم. ولی هر چه بیشتر روی محتوای به ظاهر خوبم کار می کردم ، نتیجه کمتری از آن می گرفتم.

تا اینکه یه جایی از کار ، کاملا توقف کردم و دوباره به روندی که در طول کسب و کارم رفته بودم ، فکر کردم.

متوجه شدم ، محتوایی که تولید می کنم ، محتوای بسیار زیبا و خیلی تخصصی است و فقط به درد کسانی می خورد که قبلا تا یه جایی از مسیر یادگیری را رفته اند.

دیدم کسانی که در میان راه هستند ، قبل از من با اساتیدی دیگری کار کرده‌اند.

و این فرصت تاثیرگذاری من را ، بر روی آنها کمتر می کرد. (تعصب به استاد ، همخوانی با روش یک استاد خاص و …)

بنابراین تصمیم گرفتم تا در محتوای تولیدی‌ام ، تغییراتی بدهم. تغییراتی که باعث رشد انفجاری کسب و کارم شد.

و می خواهم در این کتاب ، برخی از این تغییرات را برای شما هم بازگو کنم و تجربیاتم را با شما خواننده عزیز به اشتراک بگذارم.

 

آواتار

قبل از هر تغییری در محتوا ، با خودم فکر کردم که برای چه کسانی کار میکنم؟

و قرار است که چه کسانی با دنبال کردن آموزش های من (یا در واقع خرید محصولات آموزشی ام) در زندگی کاری و شخصی شان ، پیشرفت کنند. یا حداقل حس بهتری نسبت به گذشته خودشان داشته باشند.

پس قبل از هر اقدام دیگری به ساختن آواتار مشتری در ذهن خودم فکر کردم. و آن را بر روی کاغذ نوشتم.

ساختن آواتار بسیار سخت بود. مخاطبین آدم‌های مختلفی بودند.

مخاطبین من کسانی هستند که ممکن است هیچ اطلاعاتی از کسب و کار آنلاین ندشته باشند و یا ممکن است خودشان یک کسب و کار آنلاین موفق داشته باشند.

و هیمنطور افرادی که ممکن است در کسب و کار سنتی خبره باشند یا اینکه اصلا تجربه کسب و کار سنتی را هم نداشته باشند. به هر حال شروع کردم به گروه‌بندی مخاطبین.

هر گروه‌بندی که به ذهنم می رسید را نوشتم. بعداز گروه‌بندی چندتایی از آنها را که همپوشانی داشت و به درد نمی خورد (و یا نمی خواستم برایشان کاری کنم) حذف کردم. و چند گروه جدید هم ساختم.

سپس در داخل این گروه‌ها ، آواتار هر کدامشان را تصور کردم.

آواتار :  یک نمونه از هر گروه انسان است. مثلا معلم‌های مدرسه را در ذهنتان تصور کنید.  چه مشخصاتی از آنها را به خاطر می آورید؟

آنچه که عموم مردم درباره معلم‌های عزیز فکر میکنند ، آواتار گروه معلم‌هاست.

به عنوان مثال در بین گروه مخاطبینی که آشنایی اولیه با کسب و کار آنلاین دارند ولی تجربه کسب و کار سنتی را ندارند ، افرادی را تصور کردم که ممکن است دانشجو (یا فارغ التحصیل شده) باشند.

افرادی با نیاز به آزادی عمل در کسب و کار خودشان و همینطور با آرزوی زود پولدار شدن. که ممکن است سقف آرزوهایشان هم بسیار بلند باشد.

 

ارتباط با مشتری آنلاین ( مهمترین اصل موفقیت هر کسب و کار هوشمند )

ارتباط با مشتری آنلاین

ارتباط با مشتری آنلاین ، نکته ای مهم برای شناخت مشتری آنلاین است.

هر آدمی که ما به عنوان مشتری با او سر و کار داریم ، روحیات و نیازها و خواسته های خودش را دارد.

و حتما از ما انتظار دارد که به سراغ او برویم. پس در کسب و کارهای اینترنتی (و هوشمند) باید راه های ارتباطی را برای مشتری باز کنیم. و در جایی که لازم است به سراغش برویم و یا اینکه اجازه بدهیم به راحتی به سراغمان بیاید.

ارتباط با مشتری

شبکه های اجتماعی

برای نمونه تصور کنید که خانم های جوان خانه دار ، عموما از شبکه های اجتماعی مثل تلگرام و اینستاگرام استفاده می کنند. اگر می خواهید  بر روی این افراد به عنوان مشتری کار کنید ، می بایست محتوایی متناسب با سن ، جنسیت ، وقت و موقعیت آنها در شبکه های اجتماعی تولید کنید.

و را ه های ارتباطی دو طرفه برای ارتباط با خانم های خانه دار برونگرا و درونگرا داشته باشید.

ایمیل

برخی از مشتریان ، ارتباط ایمیلی را بیشتر می پسندند ، چونکه می توانند در هر زمانی که خودشان بخواهند ، پیام های شما را دریافت کنند.

و البته می توانید پیام های زیباتر ، تکمیل تر و با فایل های پیوست حجیم تری ارسال کنید. معمولا اینگونه افراد ، صاحبان کسب و کار ، مدیران ارشد ، علاقه مندان به فضای تکنولوژی ( و نه صرفا اینترنت) و … هستند.

وب سایت

وب سایت هایی با عمر بیش از ۲۰ سال در فضای اینترنت ، ثابت کرده اند که بلندترین ارتباط با مشتری آنلاین را می توان در فضای وب سایت شکل داد.

وب سایت ها به راحتی فیلتر نمی شوند ، زودگذر از دید مخاطب نیستند (مثل شبکه اجتماعی facebook و …). طراحی دلخواه دارد، می توان طراحی آن را به راحتی تغییر داد (مثل تغییر دکوراسیون مغازه است ، خیلی جذاب و شیک).

اطلاعات آن در دستان صاحب آن است (قابل بک آپ گیری است) ، آدرس ثابتی در طول زمان دارد.

با یک جستجوی ساده در اینترنت قابل دسترس است و هزارن دلیل دیگر که هر صاحب کسب و کار آنلاینی را راضی میکند تا یک وب سایت داشته باشد و از آن برای ارتباط با مشتری استفاده کند.

اپلیکیشن ها (برنامه های موبایل)

بعداز وب سایت ها ، برنامه های موبایلی ، مطمئن ترین راه اتباط با مشتری هستند. ولی در دنیای امروز استفاده از برنامه های قابل نصب بر روی کامپیوترها ، برای ارتباط با مشتری ، چندان توصیه نمی شود.

به هر حال استفاده از اپلیکیشن های مثل دیجی کالا ، اسنپ ، شیپور و … که به راحتی برای مشتری قابل دسترسی است ، بسیار جذاب بوده و اعتماد فراوانی برای مشتری می سازد.

ولی نکته مهم در استفاده از اپلیکیشن ها این است که باید مطمئن بشویم خدمات ارایه شده بر روی این برنام ها ، اینقدر خوب هستند که مشتری حاضر باشد ، آن را بر روی موبایلش نصب کند و خیلی زود آن را پاک نکند.

معمولا ما بر روی موبایل مان بیشتر از ۱۰ نرم افزار و اپلیکیشن نصب نمی کنیم.!

بیلبوردهای تبلیغاتی (بنرها ، بیلبوردها ، تابلو و دیوار نوشته ها و…)

در دنیای آنلاین ، مخاطبین زیادی وجود دارند. ولی آیا محصول یا خدمات ما فقط برای مخاطبان اینترنتی ارایه می شود؟

اگر پاسخ شما به این سوال منفی است ، توصیه می کنم که از بیلبوردهای تبلیغاتی هم استفاده کنید. خیلی از مردم استفاده از اینترنت را محدود به استفاده از شبکه های اجتماعی می دانند.

و برخی از کسب و کارهای آنلاین (و سنتی) را نمی توان به صورت گسترده در این شبکه ها تبلیغ کرد. (بستگی به نوع محصول یا خدمات دارد.)

به عنوان نمونه تصور کنید که آیا می توان فروش شیرآلات گازی (که در همه منازل استفاده می شود) را دائما در شبکه های اجتماعی تبلیغ نمود؟ و اگر اینکار را کنیم ، چند درصد اثرگذاری دارد؟

یا اینکه آیا مردم در هنگام خرید از مغازه به فکر محتوایی که در شبکه های اجتماعی دیده اند ، می افتند؟

اشتباه نکنید !!! نمی خواهم بگویم که تبلیغ برای اینگونه محصولات در شبکه های اجتماعی خوب نیست. بلکه می گویم که اینگونه تبلیغ برای محصولاتی مثل شیرآلات گازی در شبکه های اجتماعی کافی نیست.

و برای تکمیل فرآیند اطلاع رسانی به مشتری ، می بایست از تابلوهای تبلیغاتی و در کل تبلیغات فیزیکی و واقعی هم استفاده شود. تا اثرگذاری بهتری داشته باشیم.

و البته باز هم فراموش نکنیم که می بایست برای تکمیل فرآیند ارتباط با مشتری ، راه های ارتباطی ساده ای را برایش مشخص کنیم. (مثل گروه تلگرامی ، شماره پیامک ، وب سایت و …)

نکته مهم

نکته مهمی که در شناخت راه های ارتباطی وجود دارد این است که برای ارتباط با هر دسته از مشتریان ، می بایست روحیات ، سن ، جنسیت ، سواد و نیازها و خواسته های مشتریان را به درستی بشناسیم.

به عنوان مثال در بازار مسکن ، یکی از راه های ارتباطی بسیار خوب ، استفاده از نرم افزارهای شیپور و دیوار است. چونکه برای صاحبان ملک و جویندگان ملک در هر سن و جنستی ، به راحتی قابل دسترس است.

نکته مهم دوم

در کل بهترین راه ارتباطی در هر کسب و کاری ، استفاده از راه های ساده است. در هر کسب و کاری می بایست ، ساده ترین راه برای ارتباط با مشتری و کسب و کارمان را پیدا کنیم.

محتوای غیراخلاقی و تاثیر آن بر روی ذهن مشتریان

محتوای غیراخلاقی ، بیشترین بازدید کننده را در کل دنیا ( و ایران) دارد.

خیلی وقت است که به این جمله فکر میکنم. و به دنبال دلیل آن هستم. چرا با این همه محتوای سالم و خوبی که تولید می شود ، محتوای غیراخلاقی بیشترین بازدید را دارد؟

محتوای غیراخلاقی ، می تواند یک فیلم بالای ۱۸ سال باشد ، یا صحنه ای از تصادف ، یا کشتن یک انسان در جنگی غیرمنصفانه.

فرقی نمی کند ، انسان ها به شدت به دنبال دیدن این محتوای بد هستند. و همینطور فرقی نمی کند ، ایران باشد ، میانمار یا در خاک اروپا و کشورهایی با سطح آرامش زیاد.

اکثریت انسان های امروزی به دنبال دیدن ، شنیدن و خواندن این محتوای غیراخلاقی هستند. فقط ممکن است در یک کشوری ، فیلم های بالای ۱۸ سال طرفدارش بیشتر از صحنه کشتار باشد. و یا برعکس.

اما واقعا چرا محتوای غیراخلاقی اینقدر طرفداران پرشوری دارد. در حالی که محتوای خوب طرفداران کمتر.

محتوای غیراخلاقی

مغز پرمصرف و محتوای غیر اخلاقی

اگر بخواهم مطالب علمی و پیچیده را درباره مغز انسان خلاصه کنم ، باید بگویم که مغز انسان دارای ۳ بخش اصلی است.

مغز حیوانی ، مغز عاطفی و مغز منطقی.

این سه بخش وظیفه درک انسانی را بر عهده دارند. مغز حیوانی ، همیشه مراقب ماست تا اتفاق بدی برایمان نیافتد. و همیشه در حال ترس و فرار است. همیشه به دنبال آرامش.

مغز حیوانی ما به شدت در مقابل تغییر وضعیت مقاومت می کند. به دو دلیل ، یک اینکه می ترسد اتفاق بدی برایمان بیافتد. دو اینکه مواظب است تا مصرف انرژی مغز زیاد نشود.

مغز ما بیشترین انرژی را در بدنمان مصرف میکند. تقریبا ۲۰ درصد از کل انرژی مصرفی بدنمان صرف ۲ درصد از وزن ما (مغزمان) می شود.

حالا تصور کنید که مغز می خواهد کمی فکر کند. وای چه اتفاق ناگواری ، مغز حیوانی مقاومت می کند تا انرژی مصرف نشود. چون از تمام شدن انرژی بدنمان و در نهایت ضعف و بی حالی و مرگ می ترسد.

مغز حیوانی دائما در حال تصور پایان دنیاست. و فکر می کند که اگر همین انرژی موجود در بدن از بین برود ، دیگر چیزی جایگزینش نیست.

محتوای غیر اخلاقی

مغز عاطفی

مغز عاطفی ، احساسات ما را کنترل می کند. اگر از چیزی احساس رضایت یا ناخشنودی کنیم ، مغز احساسی ما درگیر آن شده است.

خیلی از تصمیمات ما انسان ها ( تقریبا ۹۹ درصد) توسط مغر عاطفی ما نهایی می شود. به این معنی که ممکن است مغز منطقی ما تصمیم منطقی برای انجام کاری بگیرد ولی تا مغز عاطفی از این تصمیم راضی نباشد ، معمولا انجامش نمیدهیم. یا لااقل خوب انجامش نمی دهیم.

مغز منطقی

مغز منطقی ما که بزرگترین بخش مغز است و بیشترین انرژی را مصرف می کند ، در تصمیم گیری های آگاهانه ما کنترل دارد. معمولا برای توجیح تصمیمات عاطفی مغز منطقی را به کار میگیریم.

رابطه مغزهای سه گانه با محتوای غیراخلاقی

حتما با خودتان می پرسید که این مغزها چه ربطی به محتوای غیراخلاقی دارند؟

دقیقا به دلیل اصرار مغز حیوانی به ماندن در وضعیت فعلی (و عدم مصرف انرژی بیشتر) ، محتوای آموزشی (یا کلا هر محتوای یاد دهنده) برای مغز جذاب نیست.

و به دلیل نیاز مغز عاطفی به جریان داشتن احساسات در زندگی مان ، و البته کم تحرک شدن انسان ها در زندگی ماشینی ، مغز عاطفی می خواهد که هیجان را جستجو کند.

هیجانی که در زندگی قدیمی ترها در مخاطرات روزمره شان برای به دست آوردن غذا ، شغل ، خانه و … از طریق انجام کارهای سخت ، به وجود می آمد. اما با ماشینی شدن زندگی ها ، این هیجانات روزمره از بین رفته اند.

و لازم است تا مغز برای خودش عاملی برای هیجان پیدا کند. بنابراین در روزهایی که هیجان کمی در زندگی مان داریم ، به دنبال ایجاد هیجان در جایی هستیم که به راحتی به آن دسترسی داریم. یعنی اینترنت.

اینترنت ، به دلیل راحتی دسترسی به اطلاعات ، فیلم ها و عکس ها ، منبع خوبی برای ایجاد هیجان است. هیجانی که دیگر در دنیای واقعی آن را چندان تجربه نمی کنیم.

دلیل دیگر جذابیت محتوای غیراخلاقی

یکی دیگر از دلایل مهم علاقه مندی انسان ها به محتوای غیراخلاقی ، غیرخطی بودن آن است. مغز انسان در گذشته های دور یاد گرفته است که در یک وضعیت ثابت طولانی باقی نماند. و یاد گرفته که برای مقابله یا فرار از دست خطرات در حال جنب و جوش باشد.

زمانی که گوتنبرگ ماشین چاپ را اختراع کرد ، کتاب ها ، ابزاری هیجان انگیز بودند برای انسانی که تا آن روز اجازه و فرصت خواندن نداشت. و از داخل کتاب ها به همه جای دنیا سفر می کرد.

اما در عصر فراوانی اطلاعات (عصر حاضر) ، دیگر کتاب های طولانی جذابیت خود را از دست داده اند. حتی فیم هایی که طولانی و البته بدون سکانس های هیجان انگیز برای زمان های کوتاه نیستند ، هم از زندگی ما فاصله می گیرند.

مغز ما به طور طبیعی دوست دارد که در هر لحظه بر روی یک موضوع جدید توجه کند. تصور کنید که یک فیلم عاشقانه را برای مدت ۳ ساعت و بدون درگیری های بین نفر سوم و هنرپیشه اصلی نگاه می کنید. شرط میبندم که همین الان حس خواب آلودگی به سراغت آمده است.

محتوای غیراخلاقی به این دلیل که مغز ما را به تفکر وادار نمی کند و غیرخطی است ، طرفداران زیادی دارد.

 

[quoteBox author_name=”” author_title=”” avatar=”” text_color=”#333354″ name_color=”#295D84″]

این مقاله را حتما توصیه میکنم : محتواسازی ( تولید محتوا برای کسب و کارهای آنلاین و سنتی )

[/quoteBox]

راه کار مقابله با محتوای غیراخلاقی

راه حل تغییر ذائقه مردم از محتوای غیراخلاقی و محتوای سالم ، دو چیز است : اول اینکه سعی کنیم ، مخاطبین در هنگام استفاده از محتوای سالم ، کمتر فکر کنند. و هر آنچه که لازم است را واضح بیان کنیم. (یا نمایش دهیم).

دوم آنکه اگر می خواهیم مخاطب به چیزی فکر کند ، باید آن را به شکلی هیجان انگیز و در زمانی کوتاه ارایه کنیم.

 

انتخاب زندگی شغلی ( انتخاب شغل براساس یافتن نقطه طلایی زندگی )

انتخاب زندگی شغلی در کنار انتخاب همسر ، مهمترین انتخابی است که هر انسانی باید در راه زندگی برای یک بار هم که شده ، آن را به درستی انجام دهد. تا بتواند از یک زندگی موفق و پر از شادی و مهر ، بهره مند شود.

انتخاب زندگی شغلی می تواند برای خیلی از آدم ها ، حتی مهمتر از انتخاب همسر باشد.

بنا بر نظر بسیاری از تئوری پردازان علم روانشناسی ، شادی در زندگی همه انسان ها باید از درون شکل بگیرد. برای همین هم خیلی از آدم ها را می بینیم که حتی بعداز ازدواج با همسر ایده آل خودشان ، باز هم زندگی شاد و شیرینی ندارند.

ولی با استفاده از تحقیقات روانشناسی فراوان ، محققین و همینطور انسان های با تجریه ، درک کرده اند که اگر کسی از زندگی شخصی روزمره خودش لذت ببرد و بتواند با کارهای روزمره ای که انجام می دهد نیازهای درونی و ژنتیکی خودش را برطرف کند ، همیشه از درون شاد خواهد بود.

و همینطور می تواند این شادی را به مقدار زیادی بین اطرافیانش به اشتراک بگذارد.

هر انسانی که پا به این دنیای خاکی میگذارد ، دارای ۵ نیاز اساسی است که باید به اندازه کافی آنها را برآورده کند تا بتواند از دورن شاد باشد.

 انتخاب زندگی شغلی

نیازهای اساسی انسان و انتخاب زندگی شغلی (انتخاب شغل)

اگر ما این نیازهای اساسی خودمان را بشناسیم و سعی کنیم که هر کدامشان را به اندازه کافی برآورده کنیم ، می توانیم به اندازه کافی هم به اطرافیان ، شادی ، پول ، قدرت و هر آنچه که خواسته ماست ، توجه کنیم.

در ویدیوی آموزشی « انتخاب زندگی شغلی » یاد میگیریم که نیازهای اساسی ما چه هستند و چطور می توانیم به آنها توجه کنیم. تا شادی درونی ما از روزمرگی هایمان بیشتر و بیشتر شود.

مهمترین روزمرگی همه ما انسان ها ، کاری است که برای گذران زندگی انجام میدهیم. یعنی زندگی شغلی ای است که برای خودمان انتخاب میکنیم.

انواع زندگی های شغلی را می توان به دو دسته کارمندی(یا کارگری) و کارآفرینی (یا صاحب کسب و کار بودن) تقسیم کرد.

در هر کدام از این انواع زندگی شغلی ، هم شیرینی هایی وجود دارد و تلخی ها و شکست ها وجود دارند.

مهم این است که ما بتوانیم زندگی شغلی خودمان را مطابق با روحیات و نیازهای درونی خودمان انتخاب کنیم.

و مهم است که زندگی شغلی خودمان را از ته دل دوست داشته باشیم.

در این ویدیو همراه من محسن حسنی ، متخصص روانشناسی بازار ، باشید ، تا با راه کاری ساده ، بتوانیم نوع زندگی شغلی خودمان را یک بار برای همیشه انتخاب کنیم.

انتخاب شغل

ویدیوی انتخاب زندگی شغلی ( انتخاب شغل ) در ۳ قسمت تهیه شده و برای تکمیل تمرین و کار عملی این ویدیو لازم است تا آدرس اعلام شده در داخل ویدیو را در اینترنت وارد شوید. و با انجام کار عملی که توضیحات آن در همان آدرس موجود است ، بتوانید به راحتی ، نیازهای اساسی خودتان را بشناسید.

و در نهایت تصمیم جدی برای انتخاب زندگی شغلی خودتان بگیرید.

 

[quoteBox author_name=”” author_title=”” avatar=”” text_color=”#333354″ name_color=”#295D84″]

اگر می خواهید که کارآفرین باشید یا کارمند ، این ویدیو را ببینید ، تا با ابزار و راه کارهای نوین کسب و کارهای امروزی آشنا شوید :
سمینار هوشمندسازی کسب و کار

[/quoteBox]

سفارش فیلم کامل انتخاب زندگی شغلی ( انتخاب شغل )

و شرکت در آزمون شناخت نیازهای ژنتیکی خود

انتخاب شغل

محتواسازی ( تولید محتوا برای کسب و کارهای آنلاین و سنتی )

محتواسازی یا تولید محتوا

محتواسازی ( تولید محتوا ) یکی از مهمترین بخش های هر کسب و کار هوشمندی است. نمی توان گفت که کسب و کار هوشمند داریم ، در حالی که محتواسازی خوبی را انجام نداده باشیم.

هر کسب و کار هوشمندی حتی به اندازه بسیار کم برای متقاعدسازی مشتری آنلاین (مثل عنوان کلیدهای برنامه اسنپ یا تپسی) نیاز به تولید محتوا حرفه ای دارد.

خاطرم هست که در اوایل شروع کارم به عنوان یک مدرس در فضای آنلاین ، با انتشار محتوایی که فکر می کردم جزء بهترین محتوای اینترنتی است ، سعی کردم تا مخاطبان بیشتری را جذب کنم. ولی هرچه بیشتر تلاش می کردم ، از محتواسازی به ظاهر خوبم نتیجه کمتری می گرفتم.

تا اینکه زمانی تصمیم گرفتم کارم را کاملا متوقف کنم و دوباره به روندی که در مسیر کسب و کارم طی کرده بودم ، فکر کنم. با بررسی محتوایی که تولید و ارایه کردم ، متوجه شدم که محتواسازی زیبا و تخصصی را انجام دادم.

محتوایی که فقط به درد کسانی می خورد که قبلا بخشی از مسیر یادگیری را طی کرده بودند. و دیدم که افرادی که در میان راه هستند ، قبل از من با اساتیدی دیگری کار کرده بودند. و همین باعث از دست رفتن فرصت های تاثیرگذاری محتوای من شده بود.

بنابراین تصمیم گرفتم تا در تولید محتوا تغییرات اساسی بدهم. تغییراتی که باعث رشد انفجاری کسب و کارم شد. و در این مقاله و کتاب الکترونیکی با شما به اشتراک گذاشتم.

آواتار مخاطب (مشتری) در محتواسازی

قبل از هر تغییری در محتواسازی ، با خودم فکر کردم که می خواهم برای چه کسانی کار کنم. و قرار است چه کسانی با دنبال کردن آموزش های من (یا در واقع خرید خدماتم) در زندگیشان پیشرفت کنند. یا حداقل حس بهتری نسبت به گذشته خودشان به دست بیاورند.

پس قبل از هر اقدامی به ساختن آواتار مشتری در ذهنم فکر کردم. و آن را بر روی کاغذ نوشتم. ولی ساختن آواتار خیلی سخت بود. چونکه قرار است مخاطبینم از بین کسانی باشند که هیچ اطلاعاتی از کسب و کار آنلاین ندارند تا کسانی که به کسب و کار انلاین مسلط هستند. و این طیف وسیع مخاطبان کار تولید محتوا را بسیار سخت تر می کرد.

در کنار همه اینها بخشی از آموزش هایم به کسانی اختصاص دارد که ممکن است در کسب و کار سنتی (غیرآنلاین) خودشان خبره باشند و تازه می خواهند کسب و کار آنلاین شان را راه اندازی کنند.

می توانید این مقاله را بخوانید : How to Create Better Content For Your Customers 

و همینطور این مقاله مفصل را : انواع مشتری آنلاین ( ساخت آواتار مشتری آنلاین قبل از فروش )

اولین قدم برای تولید محتوا

پس در اولین قدم برای تولید محتوا ، دسته بندی مخاطبینم بود. دسته بندی ها براساس معیارهایی مثل جنسیت ، نوع آموزش مورد نیاز ، سطح تخصص و … انجام شد.

نکته : به ظاهر ممکن است در یک کسب و کار آنلاین نیاز به این دسته بندی ها نباشد. مثل اسنپ که خدمات عمومی ارایه میکند. و همه جور مخاطبی در بین مشتریانش هستند. ولی باید دقت کنیم که در هنگام معرفی یک کسب و کار در فرآیندهای بازاریابی و تبلیغات ، مجبوریم که به این دسته بندی ها دقت کنیم.

دومین قدم در محتواسازی

در قدم دوم محتواسازی ، سعی کردم تا برای هر دسته از مخاطبینم ، یک آواتار (یا شخصیت خیالی که نماینده میانگین هر دسته از افراد هست) را بسازم.

مثلا در دسته متخصصین ، آواتار مخاطبینم شبیه به کسی شد که مقدار زیادی از اصول ساخت و مدیری وب سایت را می داند. ولی ممکن است که درباره روش های فروش اطلاعات چندانی نداشته باشد.

سومین قدم برای تولید محتوا

بعداز ساختن آواتار برای هر دسته از مشتریان ، سعی کردم تا راه های ارتباطی با آن دسته و آن آواتار خاص را بشناسم.

به عنوان مثال متوجه شدم که راه ارتباطی با کسی که در کسب و کار سنتی خبره است ولی اطلاعاتی درباره کسب و کار آنلاین ندارد، از طریق تبلیغ تلویزیونی ، رادیویی ، نشریه های تبلیغی ، بیلبورد و … است.

یا اینکه خانم ها بیشتر دوست دارند از طریق صفحات اینستاگرام و در زمان خلوت خودشان ، تبلیغات مختلف را چک کنند.

بنابراین در سومین قدم از محتواسازی ، جدول بزرگی از راه های ارتباطی که کشف کرده بودم را جمع آوری کردم و براساس آن استراتژی مراحل بعد را تعیین کردم.

سایر مراحل محتواسازی

قدم های بعدی استراتژی تولید محتوا شناخت انواع محتوا ، روش های تولید هر کدام از انواع محتوا ، شناخت دقیقتر راه های ارتباطی برای رساندن محتوا به مخاطب و … خواهد بود که اینها را در مقالات بعد برای شما دوستان عزیز خواهم نوشت.

پس تا قبل از خواندن مقاله های بعدی ، سعی کنید تا قدم های اول تا سوم را متناسب با کسب و کار خود ، پیش بروید. و اگر سوالی برایتان پیش آمد ، در همین صفحه بپرسید تا بتوانیم دانسته هایمان را به اشتراک بگذاریم.

این مقاله را بخوانید :  تجربه مشتری CX چیست و چه تفاوتی با تجربه کاربر UX و رابط کاربری UI دارد؟

 

یک نمونه جالب از محتواسازی کوکاکولا

نوتیفیکیشن چیست و چرا باید از آن استفاده کنیم؟

نوتیفیکیشن ، چاپار هوشمند

نوتیفیکیشن در یک سیستم اتوماسیون پزشکی که برای گروهی از پزشکان یک مرکز درمانی طراحی کرده بودم، امکان مشاهده آلارم های حیاتی ارسالی از سوی کاربران را برای پزشکان فراهم آوردیم.

نرم افزار به گونه ای طراحی شده بود که علاوه بر تشکیل پرونده پزشکی کامل و دقیق از وضعیت بیماران مراجعه کننده، ارتباط آنلاین بیماران تحت مراقبت را با پزشکان به صورت دایمی ایجاد می کرد.

برای ایجاد ارتباط ، بر روی گوشی موبایل بیمار نرم افزاری نصب می شد که با استفاده از حسگرهای خود گوشی و یا وارد کردن اطلاعات روزانه (هفتگی و یا ماهیانه) توسط بیمار ، بدون نیاز به اینترنت دایمی (با استفاده از تماس خودکار یا ارسال پیام خودکار) وضعیت بیمار به گوشی همراه و کامپیوتر رومیزی پزشک ارسال شده و در پرونده پزشکی بیمار ثبت می شد.

تشخیص اینکه کدام وضعیت بیمار حاد است و یا وضعیت حاد بودن در چه درجه ای است ، توسط یک سیستم خبره یادگیر هوشمند که اطلاعات اولیه آن توسط پزشکان همان گروه تکمیل شده بود ، تعیین میشد.

به محض تشخیص حاد بودن وضعیت بیمار توسط سیستم مذکور ، آلارم مناسبی به صورت ارسال پیامک یا حتی تماس تلفنی خودکار برای پزشک ارسال میشد.

این سیستم یکی از کاربردهای واقعی و مناسب از نوتیفیکیشن ها است که می تواند در بهبود روند زندگی بیماران نیازمند به مراقبت کمک فراوانی کند.

نوتیفیکیشن

نوتیفیکیشن های اثرگذار

یه نمونه بسیار پرکاربرد از پیغام های هوشمند ، نوتیفیکیشن ها هستند که به ما کمک می کنند در نرم افزارهای مختلف اطلاعات خیلی مهم که نیاز به رسیدگی دایمی دارند را، برای کاربر نمایش میدهند.

اما معمولا طراحان نرم افزار در گوشی های هوشمند و حتی سیستم عامل هایی مثل ویندوز ، برای جلب توجه کاربران خیلی زیاد از نوتیفیکیشن ها استفاده میکنند. که البته راه خوبی برای کشاندن کاربر به داخل نرم افزار و معتاد کردن آنها خواهد بود.

ولی اگر یک نرم افزار صنعتی، اداری ، پزشکی و … طراحی کرده باشید می بینید که استفاده از نوتیفیکیشن ها برای کاربرانی که به صورت روزانه چندین ساعت را با کمترین علاقه ، با نرم افزار شما مجبورند که کار کنند ، استفاده از نوتیفیکیشن ها دیگر جذاب نخواهد بود.

ولی این دلیل خوبی برای طراحی نکردن نوتیفیکیشن ها نیست. بلکه ما باید آنقدر نوتیفیکیشن ها را هوشمند و کاربردی طراحی کنیم که کاربر به آنها به عنوان یک ابزار ساده سازی کارها ، نگاه کند.

نوتیفیکیشن ها ، پیغام دهنده های هوشمند

سیستم های های پیغام دهنده هوشمند از نوتیفیکیشن های موجود در موبایل ها تا آلارم دهنده های دزدگیر در فروشگاه ها، همگی براساس خودکارسازی حس کردن محیط اطرافشان و تبدیل داده ها به پیغام های معنا دار کار می کنند.

یکی از نشانه های هوشمندی نرم افزارها (یا به ظاهر سخت افزارها) داشتن امکان پیغام رسانی هوشمند است.

در نظر بگیریم که در یک ساختمان هوشمند ، حسگرهای نوری برای تشخیص نور روز یا تاریکی شب نصب شده و به محض تاریک شدن محیط خانه و با ورود افراد به داخل یک اتاق ، لامپ های روشنایی اتاق به طور خودکار روشن شوند.

این هوشمندی ضعیف است که در کشور ما هم به صورت گسترده استفاده می شود.

اما همه داستان نوتیفیکیشن ها به این هوشمندی ضعیف ختم نمی شود. بگذارید به عنوان نمونه روی طرح هوشمندسازی یک ساختمان فرضی کارکنیم.

اگر در خانه ای ، حسگرهای نوری نصب کنیم می توانیم با ارسال پیغام های مناسب به صورت نوتیفیکیشن ، صاحب خانه را از وضعیت روشنایی خانه مطلع کنیم.

 

[quoteBox author_name=”” author_title=”” avatar=”” text_color=”#333354″ name_color=”#295D84″]

چرا این مقاله را نمی خوانید : حسگر ها ، جان بخش های بی جان

[/quoteBox]

یا اینکه اگر حسگرها متوجه حرکت انسان یا حیوانی در خانه شدند ، صاحب خانه را با استفاده از نوتیفیکیشن خبر کنند.

این هوشمندی را می توان در هر ساختمان قدیمی یا جدیدی بر روی نور، تهویه هوا، باز و بسته شدن درب ها، قفل های امنیتی، شیرآلات آب و … پیاده سازی کرد.

در واقع این هوشمندی دو طرفه برای پیغام رسانی و انجام امور ، در همه دستگاه هایی که می توانند دستورات را از راه دور و نزدیک اجرا کند و هم می توانند اطلاع رسانی را انجام دهد ، می تواند در هر نرم افزاری و برای هر کاربردی طراحی گردد.

 

[quoteBox author_name=”” author_title=”” avatar=”” text_color=”#333354″ name_color=”#295D84″]معنی لغوی نوتیفیکیشن را در دیکشنری کمبریج بخوانید : نوتیفیکیشن در کمبریج[/quoteBox]

مدیریت هوشمند جهانی – رادیو هوشمندی (قسمت چهارم)

مدیریت هوشمند جهانی لازمه هر کسب و کاری است که قرار است توان رقابت در سطح بین المللی برای خود ایجاد کند.

زمانی که می خواهیم مدیریت یک کسب و کار را به عهده بگیریم (به عنوان صاحب کسب و کار یا فقط مدیر آن) باید توان تعامل با تغییرات جهانی را در خودمان ایجاد کنیم.

بسیاری از کسب و کارهای روز دنیا که توانسته اند در سطح جهانی (فراتر از کشور خود) فعالیت کنند ، دائما به دنبال به روز رسانی دانسته های خود و کارکنان شان هستند.

دانستن علوم جدید و استفاده از ابزارهای نوین می تواند کمک بسیار بزرگی به مدیریت جهانی کسب و کارهای ایرانی نماید.

جدیدترین و مهمترین علومی که می تواند به همه کسب و کارهای سنتی و حتی نوین کمک کند ، دانستن درباره هوش مصنوعی و همچنین علوم روانشناختی برای در اختیار گرفتن توان نیروی انسانی و ماشین به صورت همزمان است.

در انقلاب صنعتی سوم ، اکثر کسب و کارها ، فقط به استفاده از ماشین های خودکار (کامپیوترها و …) و همچنین به استفاده از انسان  ها در نقش ماشین های خودکار می پرداختند.

اما در هزاره سوم لازم است تا به نگاهی دوباره به نقش انسان در کسب و کارها داشته باشیم تا بتوانیم تعریف جدیدی در زمینه استفاده از ابزار ماشینی و انسان ها در مدیریت جهانی کسب و کارها ایجاد کنیم.

این مقاله را بخوانید : هوشمندسازی کسب و کار یا کسب و کار هوشمند

مدیریت هوشمند جهانی

رادیو هوشمندی (قسمت چهارم) :

 لزوم هوشمندسازی در مدیریت هوشمند جهانی

  برای دانلود فایل صوتی کافیست اینجا کلیک کنید (حجم ۴/۲۶MB) 

  برای دانلود فایل Pdf کافیست اینجا کلیک کنید  

به نام آنکه جان را فکرت آموخت

سلام به شما همراهان عزیز و ارجمند

من محسن حسنی مشاور و مدرس هوشمند سازی کسب و کار ، خوشحالم که در رادیو هوشمندی چهارم با شما هستم تا درباره لزوم هوشمندسازی در مدیریت کلاس جهانی با شما صحبت کنم.

بسیاری از ما میدونیم که دنیا به سرعت در حال تغییر و پیشرفت است و اگر به تاریخ انقلاب صنعتی نگاه کنیم  ، می بینیم که انسانها برای استفاده بهینه از منابع خودشون دائماً به دنبال راهکارهای جدید هستند.

به همین خاطر در انقلاب صنعتی سوم که به نام عصر اطلاعاتی می‌شناسیم ، سعی کردیم تا با سیستم سازی ، حجم فراوانی از اطلاعات رو ‌آوری می‌کنیم و با تکیه بر این اطلاعات کسب و کارها را توسعه بدهیم.

 و الان در هزاره سوم مدیران در کلاس های جهانی علاوه بر سیستم سازی برای جمع آوری اطلاعات به دنبال هوشمند سازی سیستم هاشون هستند تا بتونند با تحلیل درست اطلاعات و شناخت بیشتر انسانهای اطراف کسب و کارشون مثل همکاران مشتریان شرکا و رقیبان، کسب و کارشون رو در سطح جهانی برای فرهنگ ها و جوامع مختلف توسعه  بدهند.

مدیریت هوشمند جهانی در ایران

ما هم در کشور خودمون اگر بخواهیم انسان های زیادی رو تحت تأثیر قرار بدیم باید بتونیم در مدت زمان کوتاهی درباره خواسته ها ،نیازها، فرهنگ ها و باید و نباید ها اطلاعات درستی داشته باشیم.

و به دست آوردن حجم زیادی از اطلاعات و تحلیل و آنها فقط با ساخت سیستم های قدیمی امکان پذیر نیست و باید علاوه بر ساخت سیستم در کسب و کار به فکر هوشمند سازی این سیستم ها هم باشیم.

پس اگر بخواهیم که در کلاس جهانی کار  کنیم ، باید علم روز رو بشناسیم و بتونیم سیستم های کاری مون رو منطبق بر علم روز به روز رسانی کنیم.

جدیدترین علم روز دنیا هوش مصنوعی است و معمولترین بخش هوش مصنوعی هم که در همه کسب و کارها کاربرد داره ، تحلیل هوشمند اطلاعات است.

و همینطور علوم روانشناختی برای شناخت درست نیازها و خواسته های انسانها است.

لزوم دانستن بیشتر درباره علوم روانشناختی و هوش مصنوعی

 

این مقاله را بخوانید : جمع آوری اطلاعات (جمع آوری هوشمند اطلاعات برای بازاریابی و فروش هوشمند)

 

من توصیه می کنم اگر می خواهید کسب و کاری در کلاس جهانی داشته باشید حتما درباره این دو علم ، یعنی هوش مصنوعی و علم روانشناختی انسان ها،  اطلاعات حتی اگر شده جزئی به دست بیاریم.

و سعی کنیم تا با استفاده از این دو علم قابلیت های انسان ها و ماشین ها رو  به درستی بشناسیم و درک کنیم.

قطعاً شناخت و درک توانایی انسان و توانایی ماشین و استفاده هر دوی اینها  کمک بسیار زیادی در توسعه و رشد کسب و کارها در کشور ما که یک کشور در حال توسعه هست ، خواهد داشت.

امیدوارم که شما هم با مطالعه منابعی که در این سایت و یا سایر منابعی که در این دو زمینه ارائه میشه، به این نقطه نظر برای رشد و توسعه کسب و کار خودتون برسید.

ممنون از اینکه در این رادیو هوشمندی چهارم با من همراه بودید به امید موفقیت های روزافزون شما دوستان عزیز و گرامی.

تجربه مشتری CX چیست و چه تفاوتی با تجربه کاربر UX و رابط کاربری UI دارد؟

تجربه مشتری CX از کجا شروع شد؟

تجربه مشتری CX از آنجایی شروع شد که در ابتدای راه اندازی اینترنت ، طراحان وب سایت ها فقط به استفاده از امکانات ارتباط از راه دور اینترنت ، فکر می کردند.

ولی با گذشت فقط یکی دو سال از تولد اینترنت ، یک مساله مهم در بین کدنویسان مطرح شد.
مساله ای که حاصل بازخورد از سمت مخاطبان بود.
مخاطبان دوست داشتند که به نظراتشان درباره ظاهر وب سایت ها ، اهمیت داده شود.
و اعمال سلیقه های مختلف هر روز در دنیای اینترنت بیشتر مورد توجه قرار گرفت. تا جایی که گرافیست ها وارد کار شدند.
و شرکت های معروف با استخدام گرافیست ها ، سعی کردند تا وب سایت های زیباتری داشته باشند.

[quoteBox author_name=”” author_title=”” avatar=”” text_color=”#333354″ name_color=”#295D84″]

این مقاله را بخوانید : کسب و کار اینترنتی در ایران و فروش هوشمند

[/quoteBox]

 

UI ( رابط کاربری ) چیست؟

بعداز باز شدن پای گرافیست ها به فضای اینترنت و طراحی وب سایت ها ، تغییرات چشم نوازی بر روی سایت ها انجام شد.
به شکلی که خیلی از وب سایت ها با گرفتن بازخوردهای مخاطبین و استفاده از هنر گرافیست ها ، سعی کردند تا صفحات گرافیکی جالبتری برای وب سایت ها طراحی کنند.
و در همین زمان ها بود که اصطلاح رابط کاربری (User Interface) وارد فرهنگ لغت کدنویسی شد.
رابط کاربری یا UI ، به معنی ظاهر وب سایت است. و به معنی چیدمان آیتم های یک وب سایت به شکلی است که کاربر ، به راحتی به آنها دسترسی داشته باشد و هم اینکه این دسترسی ها ، ظاهری زیبا داشته باشند.
در واقع در UI سعی میکنیم تا کاربر از کارکردن با سایت ما لذت ببرد. هم از لحاظ در دسترس بودن و هم از لحاظ زیبایی.

مقایسه ای آشنا

یکی از بهترین مقایسه هایی که می شود انجام داد ، مقایسه سایت Yahoo (پدربزرگ جستجوی وب) با گوگل است.

در سایت یاهو ، جستجو مثل گوگل دارای اهمیت ویژه ای بود. ولی به علت شلوغ بودن صفحه وب سایت یاهو ، مشتری ای که فقط می خواست ، خیلی سریع کلمه ای را در اینترنت جستجو کند، کلافه می شد.

به خاطر اینکه ابزار و امکانات سایت یاهو ، تماما در صفحه اصلی جا داده شده بودند.

اما در سایت گوگل ، مشتری در هنگام ورود ، می دانست که فقط می خواهد در کادر ساده گوگل ، به دنبال کلمه ای در سطح اینترنت بگردد.

و در واقع مشتریانی که نیاز دیگری به غیر از جستجو نداشتند ، با گوگل راحتتر بودند.

UX ( تجربه کاربری ) چیست؟

بعداز اینکه کاربران از وب سایت ها راضی تر شدند و بیشتر از آنها استفاده کردند ، صاحبان وب سایت ها به فکر استفاده از اطلاعاتی افتادند که از کاربران جمع آوری کرده بودند.
اطلاعاتی مثل اینکه کاربران کدام لینک های سایت را کلیک کرده اند. یا اینکه مخاطبان یک سایت بعداز خرید یک محصول ، به دنبال چه محصولات دیگری رفتند؟
در واقع UX (User Experience) رفتار کاربر را بررسی میکند. به این معنی که با مطالعه گزارشات وب ، رفتار و علایق مشتری نسبت به سایت یا یک محصول خاص را به دست می آورد.

برگردیم به همان مقایسه گوگل و یاهو.

در روزهای اولی که گوگل متولد شده بود ، جستجوگران اینترنت ، تفاوت چندانی بین جستجوی یاهو و گوگل نمی دیدند.

ولی به مرور (کمتر از یک سال) گوگل توانست با استفاده از الگوریتم قدرتمند جستجوی خود ، جستجوها را در زمانی کمتر از یاهو و به صورت کاملتری انجام دهد.

و بسیاری از مشتریان ناراضی یاهو ، به یکباره به سمت گوگل آمدند. و این توانمندی گوگل ، حاصل توجه به UX بود. تجربه ای خوش که در ذهن مشتری از جستجوی سریع در گوگل شکل می گرفت.

تجربه مشتری CX

تجربه مشتری CX چیست؟

تجربه مشتری CX به معنی برداشت یک مشتری از کل مجموعه خدمات و محصولات یک برند است.

به عنوان مثال تصور یک مشتری نسبت به ظاهر زیبای ماشین بنز مدل E300 را در نظر بگیرید. این همان UI است. تاثیری که ظاهر یک محصول بر روی مشتری دارد.

حال تجربه مشتری در استفاده از همان بنز مدل E300 را در نظر بگیرید. این UX است. تجربه ای که در استفاده از بخشی از فعالیت های یک برند مطرح می شود. (این مثال را می توان با راحتی کار با وب سایت دیجی کالا یا آمازون مقایسه کرد)

و در نهایت تصور کنید که یک مشتری چه حسی نسبت به کل برند بنز دارد. از مدل های مختلف خودرویی که تولید کرده تا پشتیبانی و خدمات پس از فروش شرکت بنز.

در واقع جمع بندی نظر مشتری نسبت به کل خدمات و محصولاتی که یک برند ارایه میدهد را CX می نامیم.

دقیقا تفاوت تجربه کاربر UX با تجربه مشتری CX چیست ؟

شاید کلمات کاربر و مشتری ، در ذهن ما فارسی زبان ها ، یک معنی را بدهد. اما در دنیای فناوری ، معنی لغوی این دو کلمه مدنظر نیست.

بلکه تفاوت های اصطلاحی نشان دهنده کاربرد یک کلمه هستند.

تجربه کاربر UX تجربه یک مشتری از یک محصول یا از بخشی از خدمات ارایه شده توسط یک برند است.

در حالی که تجربه مشتری CX نگاه کلی مشتریان نسبت به کل فعالیت های برند است. (به مثال های بالا توجه کنید)

پس اگر برندی مثل گوگل بیش از ۹۰ سرویس را ارایه میکند و یک مشتری فقط از ۳ تای آنها استفاده میکند ، می تواند نگاه خوبی به برند گوگل داشته باشد.

و گوگل هم می تواند بر همین اساس ، اعتماد آن مشتری را جلب کند. چون آن مشتری ، دید کلی خوبی نسبت به گوگل پیدا کرده است.

و حتی ممکن است از چهارمین خدمتی که از گوگل دریافت می کند ، کاملا ناراضی باشد. ولی چون دید کلی خوبی به گوگل دارد ، سه خدمت دیگر را کنار نمی گذارد.

تاثیر تجربه مشتری CX بر روی کسب و کارها

ما با توجه به تجربه مشتری CX ، می توانیم با تقویت بخش های مختلف کسب و کارمان ، مشتریان راضی بیشتری داشته باشیم.

چون هر مشتری بنا به نیاز و سلیقه خود ، می تواند با یکی از بخش های کسب و کار ما ارتباط خوبی برقرار کند و در عین حال از کل کسب و کار ما راضی باشد.

در واقع ما به این صورت می توانیم نقاط ضعف مان را با استفاده از نقاط قوت ، بپوشانیم.( و در درست تر که نقاط ضعف را جبران کنیم).

[quoteBox author_name=”” author_title=”” avatar=”” text_color=”#333354″ name_color=”#295D84″]

اگر اطلاعات کاملتری می خواهید این مقاله را بخوانید :

CX versus UX : What’s the difference, and does it matter

[/quoteBox]

شبکه های اجتماعی و تفاوت آنها با سایر نرم افزارهای هوشمند

شبکه های اجتماعی هوشمند

شبکه های اجتماعی هوشمند ، در حال حاضر یکی از پایه های کسب و کارهای کلان و سوده هستند.

[quoteBox author_name=”” author_title=”” avatar=”” text_color=”#333354″ name_color=”#295D84″]

اگر درباره استفاده از شبکه های اجتماعی نگران هستید ، این مقاله را بخوانید : نگرانی از فضای مجازی و ابزار هوشمند

[/quoteBox]

تقریبا ۱۸ سال پیش که کار حرفه ایم رو در کدنویسی و طراحی نرم افزار شروع کردم، همیشه به این موضوع فکر می کردم که اگر بخواهم یک نرم افزار هوشمند طراحی کنم باید چه ویژگی هایی داشته باشد.

در همان سالهای شروع  کارم با زبان برنامه نویسی foxpro آشنا شدم و دیدم که با نوشتن یه خط کد برنامه، می توانم یک منوی کرکره ای جالب بسازم که برای ساختنش در زبان برنامه نویسی C تحت DOS می بایست تقریبا ۲۰ خط کد می نوشتم. اینجا بود که فکر کردم توانسته ام یک نرم افزار هوشمند تولید کنم.

بعدها که تجربه بیشتری به دست آوردم و البته با رشته هوش مصنوعی به صورت حرفه ای آشنا شدم،‌ دیدم که هوشمندی در نرم افزارها، طراحی زیبای آنها نیست. بلکه امکاناتی است که نرم افزار را اتوماتیک کند و به جای اینکه ما بخواهیم دائما روی گزینه های مختلف آن کلیک کنیم، خودش سر موقع کارهایی که برای آن برنامه ریزی کردیم را انجام بدهد.

یه چیزی تقریبا مثل شبکه های اجتماعی امروزی.

شبکه های اجتماعی

هوشمندی در شبکه های اجتماعی

شبکه های اجتماعی چیزی جز یک نرم افزار هوشمند نیستند. نرم افزارهایی که می توانیم با آنها ID بسازیم و به صورت آنلاین اطلاعاتمان را داخلشان ذخیره کنیم.

و البته از همه مهمتر دو امکان جالب توجه در شبکه های اجتماعی هست که میشود گفت آنها را هوشمند می کند.

اولین امکان ، نوتیفیکیشن است. نوتیفیکیشن ها (پیغام دهنده اتوماتیک) به ما کمک میکنند که بتوانیم به صورت آنلاین متوجه دریافت پیام ها بشویم و بتوانیم خیلی سریع به آنها جواب بدهیم.

دومین امکان هوشمند در شبکه های اجتماعی، ارتباطاتی هست که این شبکه ها برای ما پیدا میکنند. مثلا در اینستاگرام، نام افرادی که ممکن است ، شما مایل به ارتباط با آنها باشید را به شما نمایش میدهد. این پیشنهادها به دو صورت ارایه میشوند.

اول اینکه ممکن است یک ID که فالوورهای زیادی دارد به عنوان صفحه یه آدم مشهور به شما پیشنهاد شود.

و دوم اینکه ممکن است شما صفحه دوستی را دنبال می کنید که دوستان دیگری غیر از شما دارد و اینستاگرام، ارتباط با دوست ِ دوستتون را به شما پیشنهاد میدهد.

[quoteBox author_name=”” author_title=”” avatar=”” text_color=”#333354″ name_color=”#295D84″]

می خواهید درباره هوشمندی بیشتر بدانید ، این مقاله را بخوانید : هوش مصنوعی

[/quoteBox]

دسته بندی شبکه های اجتماعی

کارکرد همه شبکه های اجتماعی مثل هم نیستند ولی اگر دقت کنیم میبینیم که این شبکه ها به دو دسته کلی تقسیم میشوند.

دسته اول شبکه های اجتماعی هستند که می توانند مثل اینستاگرام ارتباطات با واسطه یا بی واسطه رو ایجاد کنند.

دسته دوم شبکه های اجتماعی هستند که فقط نوتیفیکیشن ها و لینک های صفحاتی که خودتون باهاشون ارتباط برقرار کردید را به شما ارایه می کنند. مثل تلگرام، وایبر و …

میزان هوشمندی شبکه های اجتماعی دسته اول (مثل اینستاگرام، فیسبوک و …) بیشتر است و به دلیل پیشنهاد ایجاد رابطه های جدید بدون درخواست کاربران، محبوبیت بیشتری دارند و البته به نظر بعضی از کاربران هم نقض کننده حریم خصوصی افراد هستند.

به هر حال اگر بخواهیم که نرم افزارهای هوشمند را از غیر هوشمند تشخیص بدهیم ، کار خیلی سختی نداریم. چون تعریف هوشمندی کاملا وابسته به انتظار ما از هوشمندی است.

شبکه های اجتماعی هوشمند

زمانی به تلفن های ثابت ، دستگاه های هوشمند گفته میشد ولی الان هیچ کس در دنیا پیدا نمیشود که این حرف را بزند.

امکان یافتن ارتباطات دوستی جدید در نرم افزارهایی مثل فیسبوک، از زمان آغاز به کار این نرم افزارها تا به الان ، یک امکان هوشمند است، ولی آیا مطمئن هستیم که تا دو سال دیگر هم می توانیم به این شبکه های اجتماعی ، هوشمند بگویم؟

پیش بینی ها براین اساس است که تعریف هوشمندی شبکه های اجتماعی تا دوسال دیگر کاملا متفاوت از امروز میشود و دیگر نمی توان به امکان ارتباطات دوستی جدید در اینستاگرام ، هوشمندی گفت.

پس اگر خواستیم امکانی هوشمند در نرم افزارها اضافه کنیم ، باید حواسمان باشد که آیا کاربران ، این امکان را به عنوان یک آیتم هوشمند می پذیرند یا خیر.

ممکن است که شما یک امکان ساده در نرم افزارتان داشته باشید که کاربر به دید یک آیتم کاملا هوشمند نگاه کند ، ولی کدنویس برای کدنویسی آن خیلی هم به زحمت نیافتاده باشد.

و برعکس ممکن است یک امکان خیلی پیچیده را طراحی کنید (مثل یافتن دوستی جدید در فیسبوک) ولی چون کاربر آن را به عنوان یک آیتم اصلی از نرم افزار بداند که باید روی نرم افزار باشد، دیگر نتوانیم به آن هوشمند بگویم.

هوشمندسازی نرم افزارهای داخلی ایران

البته در نرم افزارهای تولیدی در داخل کشورمان به دلیل نگاه های کوتاه مدت و سوددهی های پایین ، طراحان و کدنویس های ما هم خیلی عقیده ای به اضافه کردن امکاناتی برای هوشمندسازی نرم افزارشان ندارند.

درصورتی که اگر بتوانیم آیتم های ساده ولی از نظر بازاری ، هوشمند را به نرم افزارها اضافه کنیم ، کل بازار هدف را در دست می گیریم.

[quoteBox author_name=”” author_title=”” avatar=”” text_color=”#333354″ name_color=”#295D84″]چرا این مقاله را نمی خوانید : راه کارهای نرم افزار هوشمند چیست؟[/quoteBox]