متقاعدسازی مشتری آنلاین – فقط یک شروع یا … ؟

متقاعدسازی مشتری آنلاین

متقاعدسازی مشتری آنلاین یکی از سخت ترین بخش های هر کسب و کار مجازی است.

در دنیای مجازی به دلیل اینکه مشتری را نمی‌بینیم و نمی توانیم احساسات او را درک کنیم ، به سختی می‌توانیم بر روی احساس او اثر بگذاریم.

طبق گفته تقریبا تمامی استادان فروش در کسب و کارهای سنتی ، فروش یک کار احساسی است.

حتی در جدی‌ترین فروش‌ها مثل فروش بشکه‌های نفت ، کافی است که حس مثبتی در وجود خریدار به وجود بیاورید ، فروش اتفاق می‌افتد.

شاید شما خواننده عزیز با این جمله خیلی موافق نباشید. ولی از شما می‌خواهم یک لحظه به اخبار روزهای اخیر که درباره نفت می‌شنوید ، فکر کنید.

متقاعدسازی مشتری آنلاین

متقاعدسازی در فروش نفت

آیا فروش نفت همیشه از قاعده‌های منطقی پیروی می‌کند؟ در زمانی که یک رئیس جمهور در کشوری تغییر می‌کند ، سیاست‌های آن کشور هم تغییر می‌کند.

اگر تصمیمات رئیس جمهور قبلی منطقی بوده‌ است ، چرا باید تغییر کنند؟

همه چیز احساسی است حتی فروش نفت!

پس برای اینکه بتوانیم در دنیای مجازی مشتری را متقاعد کنیم ، باید بر روی احساسات او تاثیر بگذاریم.

احساساتی که نمی‌بینیم ، بو نمی‌کنیم ، نمی‌چشیم ، نمی‌شنویم و حس نمی‌کنیم.

و به جای همه اینها ، فقط یکسری احساسات خودمان را که از قبل در دل متن‌ها ، عکس‌ها ، فیلم‌ها و صداها به جا گذاشته‌ایم به مشتری منتقل می‌کنیم.

متقاعدسازی در دنیای واقعی هم کار بسیار مشکلی است. و لازم است تا نکات بسیاری را در این زمینه یاد بگیریم. پس از یادگیری متقاعدسازی مشتری آنلاین نترسید.

اولین گام برای متقاعدسازی مشتری آنلاین

اولین گام برای متقاعدسازی مشتری آنلاین ، استفاده از تصویر آواتار مشتری در ذهن خودمان است.

ما برای اینکه احساسات درستی را به مشتری آنلاین منتقل کنیم ، باید یک تصویر نمونه از او داشته باشیم.

باید دقیقا مشخص کنیم که مشتری‌های ما ممکن است چه سنی ، چه جنسی و با چه خلق و خویی باشند. باید دقیق مشخص کنیم که مشتری‌های ما به چه چیزهایی در خرید محصول ما اهمیت بیشتری می دهند.

مثلا برای فروش عینک دودی ، مشتری ما چه آواتاری خواهد داشت؟

من یک شخص بین ۱۵ تا ۳۰ سال را تصور میکنم. یک خانمی که دوست دارد متفاوت از جامعه اطرافش دیده شود. و البته پول خیلی زیادی برای این تفاوت خرج نمی‌کند. (این مشتری منه و دوست ندارم که پول زیاد خرج کنه. شما به مشتری خودت فکر کن 🙂 )

مشتری من حوصله خرید طولانی از سایت را ندارد. و بیشتر اهل دیدن تصاویر است تا متن. پس من یک صفحه اینستاگرام ایجاد می کنم. و برای پرداخت آن هم از صفحه پرداخت شخصی استفاده می‌کنم. و لینکش را در بیو اینستاگرام قرار می دهم.

پیشنهاد می‌کنم این مقاله مفصل را بخوانید : انواع مشتری آنلاین ( ساخت آواتار مشتری آنلاین قبل از فروش)

آواتار مشتری من آماده است. فقط کافیست تا قدم های بعدی را هم بردارم.

دومین گام برای متقاعدسازی مشتری آنلاین

اعتبار فروشگاه شما می تواند به متقاعدسازی مشتری آنلاین کمک زیادی کند. یکی از راه کارهایی که می توانید برای اعتبارسازی استفاده کنید ، داشتن شبکه های اجتماعی با بازدید کننده زیاد است.

حتی اگر کسب و کار اینترنتی شما بر مبنای یک وب سایت طراحی شده باشد ، داشتن شبکه های اجتماعی با بازدید کننده زیاد خیلی کمک کننده است.

مردم می توانند از طریق شبکه های اجتماعی شما را راحتتر ببینند. راحتتر ارتباط برقرار کنند. و در نهایت راحتتر به سایت شما وارد شوند.

گام سوم برای متقاعدسازی مشتری آنلاین

تولید محتوای مرتبط با کسب و کار خودتان. یکی از ایده هایی که جدیدا در کسب و کارهای اینترنتی می‌بینیم ، تولید محتواهای غیرمرتبط و حتی در بعضی موارد ، محتوای زرد (تقریبا غیراخلاقی) است.

تولید محتوایی که به محصول ما ارتباطی ندارد ، تا اندازه ای بازدید کننده ما را زیاد می کند. اما تجربه نشان داده که نرخ خرید را در بسیاری از کسب و کارها افزایش نمی دهد.

این مقاله را بخوانید : محتواسازی ( تولید محتوا برای کسب و کارهای آنلاین و سنتی)

کم پیش میاید که شما در یک سوپر مارکت ، به دنبال پالتویی شیک باشید.

پس محدوده کاری تان را برای مخاطب مشخص کنید. حتی اگر فروشگاهی با چند محصول کاملا متفاوت هستید ، باید محتوایی تولید کنید که مرتبط با انواع محوصلاتتان باشد.

گام بعدی برای متقاعدسازی مشتری آنلاین

توجه به خواسته های مشتری آنلاین. خیلی از طراحان سایت و همینطور صاحبان کسب و کارهای آنلاین ، بدون توجه به سبک و علاقه آواتار مشتریان خود ، رنگ و طرح دلخواه خودشان را برای کسب و کارشان انتخاب می کنند.

اگر کسب و کار شما در جایگاه مدسازی در دنیاست (مثل شرکت های بزرگ فشن فرانسوی) این مساله به کسب و کار شما کمک می کند. چون مشتری منتظر است تا ببیند که شما برای سال جدید چه رنگی را پیشنهاد می دهید.

اما باور کنید که خیلی از کسب و کارهای آنلاین قرار نیست که بر روی سبک زندگی مردم اثر بگذارند. تصور کنید که دیجی کالا اجبار کند تا همه مشتریان ، همه محصولات را فقط از طیف رنگ زرد انتخاب کنند. به نظرتان چه اتفاقی می افتد؟

و گام های بعدی متقاعدسازی مشتری آنلاین

گام های زیاد دیگری هستند که فرصت گفتن آنها در این مقاله کوتاه نیست. شما می توانید مطالب بیشتری را برای متقاعدسازی مشتری آنلاین در کتاب «روانشناسی مشتری آنلاین» بخوانید.

همچنین کتاب متقاعدسازی چالدینی برای تقویت ارتباطات نوشته شده ، اما می توان از محتویات آن تجربیاتی برای متقاعدسازی مشتری آنلاین با تولید محتوای متقاعد کننده استفاده کرد.

هوشمندسازی کسب و کار چیست ؟ – رادیو هوشمندی (قسمت اول)

کسب و کار هوشمند

 

رادیو هوشمندی (قسمت اول) :

هوشمندسازی کسب و کار یا کسب و کار هوشمند ؟

 

کسب و کار هوشمند

 

  برای دانلود فایل صوتی کافیست اینجا کلیک کنید (حجم ۲٫۴۶MB) 

  برای دانلود فایل Pdf کافیست اینجا کلیک کنید  

به نام آنکه جان را فکرت آموخت

بزرگواران سلام . من محسن حسنی ، مشاور و مدرس هوشمندسازی کسب و کار هستم از مجموعه هوشمندسازی ، جایی که سعی مکنیم تا با هوشمندسازی کسب و کارهای مختلف ، رشد اقتصادی بهتری رو برای کشورمون به وجود بیاریم. و شما در حال گوش دادن به اولین فایل از سری فایل های رادیو هوشمندی هستید.

در اولین قسمت از رادیو هوشمندی ، در مورد تفاوت هوشمندسازی کسب و کار و کسب و کارهای هوشمند برای شما صحبت میکنم.  اگر ما تفاوت این ها رو در ابتدای راه هوشمندسازی بدونیم ، می تونیم خیلی بهتر ، از ابزارها و راه کارهای هوشمند در بالا بردن بهره وری کسب و کارمون استفاده کنیم.

کسب و کار هوشمند به معنی ایجاد کسب و کاریه که کاملا  براساس روش های هوشمند روز دنیا انجام بشه. مثل اسنپ ، زودفود و دیجی کالا .

اینها کسب و کارهایی هستند که برای ارتباط با مشتری نیاز به ارتباط فیزیکی ندارند. و مشتری هم به راحتی با ابزارهای هوشمند با این کسب و کارها ارتباط برقرار میکنه. چون می تونه در وقتش و هزینه هاش صرفه جویی زیادی داشته باشه.

اما هوشمندسازی کسب و کار ، برای تقویت کسب و کارهای سنتی انجام میشه. به صورتی که شکل کلی کسب و کار به همون حالت سنتی خودش باقی می مونه و فقط برای انجام بعضی از اموراتش ، از ابزار هوشمند استفاده می کنه. مثل فروشگاه های زنجیره ای رفاه و شهروند که شکل سنتی فروشگاه فیزیکی خودشون رو حفظ کردن ولی با استفاده از ابزار هوشمند ، می تونن اطلاعات مشتری ها و خریدهاشون رو جمع کنند و با تحلیل سیستمی این اطلاعات ، تصمیم های بهتری برای فروش بیشتر بگیرند.

اینکه چه کسب و کاری باید به چه شکلی هوشمند بشه ، کاملا بستگی به نوع کسب و کار ، نوع محصول و خدماتش و همینطور بستگی به نظر و نیاز مشتریاش داره.

مثلا من برای خریدهای عمده ترجیح میدم با دختر کوچیکم به فروشگاه های زنجیره ای بریم. چون هم خرید انجام میدم و هم دخترم رو به گردش در فروشگاه و بازی با چرخ های خرید میبرم.

اما برای سفر درون شهری ، ترجیح میدم که در سریع ترین زمان و با دقت بالا و همینطور هزینه کمتر از نرم افزارهایی مثل اسنپ استفاده کنم.

پس مدیر هر کسب و کاری باید ببینیه که مشتریاش چطور راضیترند و اینکه چطوری هزینه های کمتری رو برای ارایه محصول یا خدماتش به دوش مشتری میذاره.

ایده اسنپ (تاکسی اینترنتی) از نیاز مشتری ها به صرفه جویی در وقت و هزینه استفاده کرده و با حذف دفتر فیزیکی از مسیر ارتباط مشتری با راننده ، تونسته وقت و هزینه مشتری رو در سفر درون شهری کم کنه.

یا اینکه فروشگاه رفاه تونسته با ایجاد یه محیط فیزیکی خیلی خوب ، مشتریاش رو جذب کنه.

در نهایت برای اینکه تصمیم درستی برای هوشمندسازی کسب و کارمون بگیریم ، لازمه که اولا تفاوت هوشمندسازی کسب و کار با کسب و کار هوشمند رو بدونیم و بعدهم ابزار و راه کارهای هوشمند رو بشناسیم.

ممنونم که در این بخش از رادیو هوشمندی بامن همراه بودید. تا بخش بعدی رادیو هوشمندی خدا نگدار شما همراهان عزیز.

نوتیفیکیشن چیست و چرا باید از آن استفاده کنیم؟

نوتیفیکیشن ، چاپار هوشمند

نوتیفیکیشن در یک سیستم اتوماسیون پزشکی که برای گروهی از پزشکان یک مرکز درمانی طراحی کرده بودم، امکان مشاهده آلارم های حیاتی ارسالی از سوی کاربران را برای پزشکان فراهم آوردیم.

نرم افزار به گونه ای طراحی شده بود که علاوه بر تشکیل پرونده پزشکی کامل و دقیق از وضعیت بیماران مراجعه کننده، ارتباط آنلاین بیماران تحت مراقبت را با پزشکان به صورت دایمی ایجاد می کرد.

برای ایجاد ارتباط ، بر روی گوشی موبایل بیمار نرم افزاری نصب می شد که با استفاده از حسگرهای خود گوشی و یا وارد کردن اطلاعات روزانه (هفتگی و یا ماهیانه) توسط بیمار ، بدون نیاز به اینترنت دایمی (با استفاده از تماس خودکار یا ارسال پیام خودکار) وضعیت بیمار به گوشی همراه و کامپیوتر رومیزی پزشک ارسال شده و در پرونده پزشکی بیمار ثبت می شد.

تشخیص اینکه کدام وضعیت بیمار حاد است و یا وضعیت حاد بودن در چه درجه ای است ، توسط یک سیستم خبره یادگیر هوشمند که اطلاعات اولیه آن توسط پزشکان همان گروه تکمیل شده بود ، تعیین میشد.

به محض تشخیص حاد بودن وضعیت بیمار توسط سیستم مذکور ، آلارم مناسبی به صورت ارسال پیامک یا حتی تماس تلفنی خودکار برای پزشک ارسال میشد.

این سیستم یکی از کاربردهای واقعی و مناسب از نوتیفیکیشن ها است که می تواند در بهبود روند زندگی بیماران نیازمند به مراقبت کمک فراوانی کند.

نوتیفیکیشن

نوتیفیکیشن های اثرگذار

یه نمونه بسیار پرکاربرد از پیغام های هوشمند ، نوتیفیکیشن ها هستند که به ما کمک می کنند در نرم افزارهای مختلف اطلاعات خیلی مهم که نیاز به رسیدگی دایمی دارند را، برای کاربر نمایش میدهند.

اما معمولا طراحان نرم افزار در گوشی های هوشمند و حتی سیستم عامل هایی مثل ویندوز ، برای جلب توجه کاربران خیلی زیاد از نوتیفیکیشن ها استفاده میکنند. که البته راه خوبی برای کشاندن کاربر به داخل نرم افزار و معتاد کردن آنها خواهد بود.

ولی اگر یک نرم افزار صنعتی، اداری ، پزشکی و … طراحی کرده باشید می بینید که استفاده از نوتیفیکیشن ها برای کاربرانی که به صورت روزانه چندین ساعت را با کمترین علاقه ، با نرم افزار شما مجبورند که کار کنند ، استفاده از نوتیفیکیشن ها دیگر جذاب نخواهد بود.

ولی این دلیل خوبی برای طراحی نکردن نوتیفیکیشن ها نیست. بلکه ما باید آنقدر نوتیفیکیشن ها را هوشمند و کاربردی طراحی کنیم که کاربر به آنها به عنوان یک ابزار ساده سازی کارها ، نگاه کند.

نوتیفیکیشن ها ، پیغام دهنده های هوشمند

سیستم های های پیغام دهنده هوشمند از نوتیفیکیشن های موجود در موبایل ها تا آلارم دهنده های دزدگیر در فروشگاه ها، همگی براساس خودکارسازی حس کردن محیط اطرافشان و تبدیل داده ها به پیغام های معنا دار کار می کنند.

یکی از نشانه های هوشمندی نرم افزارها (یا به ظاهر سخت افزارها) داشتن امکان پیغام رسانی هوشمند است.

در نظر بگیریم که در یک ساختمان هوشمند ، حسگرهای نوری برای تشخیص نور روز یا تاریکی شب نصب شده و به محض تاریک شدن محیط خانه و با ورود افراد به داخل یک اتاق ، لامپ های روشنایی اتاق به طور خودکار روشن شوند.

این هوشمندی ضعیف است که در کشور ما هم به صورت گسترده استفاده می شود.

اما همه داستان نوتیفیکیشن ها به این هوشمندی ضعیف ختم نمی شود. بگذارید به عنوان نمونه روی طرح هوشمندسازی یک ساختمان فرضی کارکنیم.

اگر در خانه ای ، حسگرهای نوری نصب کنیم می توانیم با ارسال پیغام های مناسب به صورت نوتیفیکیشن ، صاحب خانه را از وضعیت روشنایی خانه مطلع کنیم.

 

[quoteBox author_name=”” author_title=”” avatar=”” text_color=”#333354″ name_color=”#295D84″]

چرا این مقاله را نمی خوانید : حسگر ها ، جان بخش های بی جان

[/quoteBox]

یا اینکه اگر حسگرها متوجه حرکت انسان یا حیوانی در خانه شدند ، صاحب خانه را با استفاده از نوتیفیکیشن خبر کنند.

این هوشمندی را می توان در هر ساختمان قدیمی یا جدیدی بر روی نور، تهویه هوا، باز و بسته شدن درب ها، قفل های امنیتی، شیرآلات آب و … پیاده سازی کرد.

در واقع این هوشمندی دو طرفه برای پیغام رسانی و انجام امور ، در همه دستگاه هایی که می توانند دستورات را از راه دور و نزدیک اجرا کند و هم می توانند اطلاع رسانی را انجام دهد ، می تواند در هر نرم افزاری و برای هر کاربردی طراحی گردد.

 

[quoteBox author_name=”” author_title=”” avatar=”” text_color=”#333354″ name_color=”#295D84″]معنی لغوی نوتیفیکیشن را در دیکشنری کمبریج بخوانید : نوتیفیکیشن در کمبریج[/quoteBox]

مدیریت هوشمند جهانی – رادیو هوشمندی (قسمت چهارم)

مدیریت هوشمند جهانی لازمه هر کسب و کاری است که قرار است توان رقابت در سطح بین المللی برای خود ایجاد کند.

زمانی که می خواهیم مدیریت یک کسب و کار را به عهده بگیریم (به عنوان صاحب کسب و کار یا فقط مدیر آن) باید توان تعامل با تغییرات جهانی را در خودمان ایجاد کنیم.

بسیاری از کسب و کارهای روز دنیا که توانسته اند در سطح جهانی (فراتر از کشور خود) فعالیت کنند ، دائما به دنبال به روز رسانی دانسته های خود و کارکنان شان هستند.

دانستن علوم جدید و استفاده از ابزارهای نوین می تواند کمک بسیار بزرگی به مدیریت جهانی کسب و کارهای ایرانی نماید.

جدیدترین و مهمترین علومی که می تواند به همه کسب و کارهای سنتی و حتی نوین کمک کند ، دانستن درباره هوش مصنوعی و همچنین علوم روانشناختی برای در اختیار گرفتن توان نیروی انسانی و ماشین به صورت همزمان است.

در انقلاب صنعتی سوم ، اکثر کسب و کارها ، فقط به استفاده از ماشین های خودکار (کامپیوترها و …) و همچنین به استفاده از انسان  ها در نقش ماشین های خودکار می پرداختند.

اما در هزاره سوم لازم است تا به نگاهی دوباره به نقش انسان در کسب و کارها داشته باشیم تا بتوانیم تعریف جدیدی در زمینه استفاده از ابزار ماشینی و انسان ها در مدیریت جهانی کسب و کارها ایجاد کنیم.

این مقاله را بخوانید : هوشمندسازی کسب و کار یا کسب و کار هوشمند

مدیریت هوشمند جهانی

رادیو هوشمندی (قسمت چهارم) :

 لزوم هوشمندسازی در مدیریت هوشمند جهانی

  برای دانلود فایل صوتی کافیست اینجا کلیک کنید (حجم ۴/۲۶MB) 

  برای دانلود فایل Pdf کافیست اینجا کلیک کنید  

به نام آنکه جان را فکرت آموخت

سلام به شما همراهان عزیز و ارجمند

من محسن حسنی مشاور و مدرس هوشمند سازی کسب و کار ، خوشحالم که در رادیو هوشمندی چهارم با شما هستم تا درباره لزوم هوشمندسازی در مدیریت کلاس جهانی با شما صحبت کنم.

بسیاری از ما میدونیم که دنیا به سرعت در حال تغییر و پیشرفت است و اگر به تاریخ انقلاب صنعتی نگاه کنیم  ، می بینیم که انسانها برای استفاده بهینه از منابع خودشون دائماً به دنبال راهکارهای جدید هستند.

به همین خاطر در انقلاب صنعتی سوم که به نام عصر اطلاعاتی می‌شناسیم ، سعی کردیم تا با سیستم سازی ، حجم فراوانی از اطلاعات رو ‌آوری می‌کنیم و با تکیه بر این اطلاعات کسب و کارها را توسعه بدهیم.

 و الان در هزاره سوم مدیران در کلاس های جهانی علاوه بر سیستم سازی برای جمع آوری اطلاعات به دنبال هوشمند سازی سیستم هاشون هستند تا بتونند با تحلیل درست اطلاعات و شناخت بیشتر انسانهای اطراف کسب و کارشون مثل همکاران مشتریان شرکا و رقیبان، کسب و کارشون رو در سطح جهانی برای فرهنگ ها و جوامع مختلف توسعه  بدهند.

مدیریت هوشمند جهانی در ایران

ما هم در کشور خودمون اگر بخواهیم انسان های زیادی رو تحت تأثیر قرار بدیم باید بتونیم در مدت زمان کوتاهی درباره خواسته ها ،نیازها، فرهنگ ها و باید و نباید ها اطلاعات درستی داشته باشیم.

و به دست آوردن حجم زیادی از اطلاعات و تحلیل و آنها فقط با ساخت سیستم های قدیمی امکان پذیر نیست و باید علاوه بر ساخت سیستم در کسب و کار به فکر هوشمند سازی این سیستم ها هم باشیم.

پس اگر بخواهیم که در کلاس جهانی کار  کنیم ، باید علم روز رو بشناسیم و بتونیم سیستم های کاری مون رو منطبق بر علم روز به روز رسانی کنیم.

جدیدترین علم روز دنیا هوش مصنوعی است و معمولترین بخش هوش مصنوعی هم که در همه کسب و کارها کاربرد داره ، تحلیل هوشمند اطلاعات است.

و همینطور علوم روانشناختی برای شناخت درست نیازها و خواسته های انسانها است.

لزوم دانستن بیشتر درباره علوم روانشناختی و هوش مصنوعی

 

این مقاله را بخوانید : جمع آوری اطلاعات (جمع آوری هوشمند اطلاعات برای بازاریابی و فروش هوشمند)

 

من توصیه می کنم اگر می خواهید کسب و کاری در کلاس جهانی داشته باشید حتما درباره این دو علم ، یعنی هوش مصنوعی و علم روانشناختی انسان ها،  اطلاعات حتی اگر شده جزئی به دست بیاریم.

و سعی کنیم تا با استفاده از این دو علم قابلیت های انسان ها و ماشین ها رو  به درستی بشناسیم و درک کنیم.

قطعاً شناخت و درک توانایی انسان و توانایی ماشین و استفاده هر دوی اینها  کمک بسیار زیادی در توسعه و رشد کسب و کارها در کشور ما که یک کشور در حال توسعه هست ، خواهد داشت.

امیدوارم که شما هم با مطالعه منابعی که در این سایت و یا سایر منابعی که در این دو زمینه ارائه میشه، به این نقطه نظر برای رشد و توسعه کسب و کار خودتون برسید.

ممنون از اینکه در این رادیو هوشمندی چهارم با من همراه بودید به امید موفقیت های روزافزون شما دوستان عزیز و گرامی.

تجربه مشتری CX چیست و چه تفاوتی با تجربه کاربر UX و رابط کاربری UI دارد؟

تجربه مشتری CX از کجا شروع شد؟

تجربه مشتری CX از آنجایی شروع شد که در ابتدای راه اندازی اینترنت ، طراحان وب سایت ها فقط به استفاده از امکانات ارتباط از راه دور اینترنت ، فکر می کردند.

ولی با گذشت فقط یکی دو سال از تولد اینترنت ، یک مساله مهم در بین کدنویسان مطرح شد.
مساله ای که حاصل بازخورد از سمت مخاطبان بود.
مخاطبان دوست داشتند که به نظراتشان درباره ظاهر وب سایت ها ، اهمیت داده شود.
و اعمال سلیقه های مختلف هر روز در دنیای اینترنت بیشتر مورد توجه قرار گرفت. تا جایی که گرافیست ها وارد کار شدند.
و شرکت های معروف با استخدام گرافیست ها ، سعی کردند تا وب سایت های زیباتری داشته باشند.

[quoteBox author_name=”” author_title=”” avatar=”” text_color=”#333354″ name_color=”#295D84″]

این مقاله را بخوانید : کسب و کار اینترنتی در ایران و فروش هوشمند

[/quoteBox]

 

UI ( رابط کاربری ) چیست؟

بعداز باز شدن پای گرافیست ها به فضای اینترنت و طراحی وب سایت ها ، تغییرات چشم نوازی بر روی سایت ها انجام شد.
به شکلی که خیلی از وب سایت ها با گرفتن بازخوردهای مخاطبین و استفاده از هنر گرافیست ها ، سعی کردند تا صفحات گرافیکی جالبتری برای وب سایت ها طراحی کنند.
و در همین زمان ها بود که اصطلاح رابط کاربری (User Interface) وارد فرهنگ لغت کدنویسی شد.
رابط کاربری یا UI ، به معنی ظاهر وب سایت است. و به معنی چیدمان آیتم های یک وب سایت به شکلی است که کاربر ، به راحتی به آنها دسترسی داشته باشد و هم اینکه این دسترسی ها ، ظاهری زیبا داشته باشند.
در واقع در UI سعی میکنیم تا کاربر از کارکردن با سایت ما لذت ببرد. هم از لحاظ در دسترس بودن و هم از لحاظ زیبایی.

مقایسه ای آشنا

یکی از بهترین مقایسه هایی که می شود انجام داد ، مقایسه سایت Yahoo (پدربزرگ جستجوی وب) با گوگل است.

در سایت یاهو ، جستجو مثل گوگل دارای اهمیت ویژه ای بود. ولی به علت شلوغ بودن صفحه وب سایت یاهو ، مشتری ای که فقط می خواست ، خیلی سریع کلمه ای را در اینترنت جستجو کند، کلافه می شد.

به خاطر اینکه ابزار و امکانات سایت یاهو ، تماما در صفحه اصلی جا داده شده بودند.

اما در سایت گوگل ، مشتری در هنگام ورود ، می دانست که فقط می خواهد در کادر ساده گوگل ، به دنبال کلمه ای در سطح اینترنت بگردد.

و در واقع مشتریانی که نیاز دیگری به غیر از جستجو نداشتند ، با گوگل راحتتر بودند.

UX ( تجربه کاربری ) چیست؟

بعداز اینکه کاربران از وب سایت ها راضی تر شدند و بیشتر از آنها استفاده کردند ، صاحبان وب سایت ها به فکر استفاده از اطلاعاتی افتادند که از کاربران جمع آوری کرده بودند.
اطلاعاتی مثل اینکه کاربران کدام لینک های سایت را کلیک کرده اند. یا اینکه مخاطبان یک سایت بعداز خرید یک محصول ، به دنبال چه محصولات دیگری رفتند؟
در واقع UX (User Experience) رفتار کاربر را بررسی میکند. به این معنی که با مطالعه گزارشات وب ، رفتار و علایق مشتری نسبت به سایت یا یک محصول خاص را به دست می آورد.

برگردیم به همان مقایسه گوگل و یاهو.

در روزهای اولی که گوگل متولد شده بود ، جستجوگران اینترنت ، تفاوت چندانی بین جستجوی یاهو و گوگل نمی دیدند.

ولی به مرور (کمتر از یک سال) گوگل توانست با استفاده از الگوریتم قدرتمند جستجوی خود ، جستجوها را در زمانی کمتر از یاهو و به صورت کاملتری انجام دهد.

و بسیاری از مشتریان ناراضی یاهو ، به یکباره به سمت گوگل آمدند. و این توانمندی گوگل ، حاصل توجه به UX بود. تجربه ای خوش که در ذهن مشتری از جستجوی سریع در گوگل شکل می گرفت.

تجربه مشتری CX

تجربه مشتری CX چیست؟

تجربه مشتری CX به معنی برداشت یک مشتری از کل مجموعه خدمات و محصولات یک برند است.

به عنوان مثال تصور یک مشتری نسبت به ظاهر زیبای ماشین بنز مدل E300 را در نظر بگیرید. این همان UI است. تاثیری که ظاهر یک محصول بر روی مشتری دارد.

حال تجربه مشتری در استفاده از همان بنز مدل E300 را در نظر بگیرید. این UX است. تجربه ای که در استفاده از بخشی از فعالیت های یک برند مطرح می شود. (این مثال را می توان با راحتی کار با وب سایت دیجی کالا یا آمازون مقایسه کرد)

و در نهایت تصور کنید که یک مشتری چه حسی نسبت به کل برند بنز دارد. از مدل های مختلف خودرویی که تولید کرده تا پشتیبانی و خدمات پس از فروش شرکت بنز.

در واقع جمع بندی نظر مشتری نسبت به کل خدمات و محصولاتی که یک برند ارایه میدهد را CX می نامیم.

دقیقا تفاوت تجربه کاربر UX با تجربه مشتری CX چیست ؟

شاید کلمات کاربر و مشتری ، در ذهن ما فارسی زبان ها ، یک معنی را بدهد. اما در دنیای فناوری ، معنی لغوی این دو کلمه مدنظر نیست.

بلکه تفاوت های اصطلاحی نشان دهنده کاربرد یک کلمه هستند.

تجربه کاربر UX تجربه یک مشتری از یک محصول یا از بخشی از خدمات ارایه شده توسط یک برند است.

در حالی که تجربه مشتری CX نگاه کلی مشتریان نسبت به کل فعالیت های برند است. (به مثال های بالا توجه کنید)

پس اگر برندی مثل گوگل بیش از ۹۰ سرویس را ارایه میکند و یک مشتری فقط از ۳ تای آنها استفاده میکند ، می تواند نگاه خوبی به برند گوگل داشته باشد.

و گوگل هم می تواند بر همین اساس ، اعتماد آن مشتری را جلب کند. چون آن مشتری ، دید کلی خوبی نسبت به گوگل پیدا کرده است.

و حتی ممکن است از چهارمین خدمتی که از گوگل دریافت می کند ، کاملا ناراضی باشد. ولی چون دید کلی خوبی به گوگل دارد ، سه خدمت دیگر را کنار نمی گذارد.

تاثیر تجربه مشتری CX بر روی کسب و کارها

ما با توجه به تجربه مشتری CX ، می توانیم با تقویت بخش های مختلف کسب و کارمان ، مشتریان راضی بیشتری داشته باشیم.

چون هر مشتری بنا به نیاز و سلیقه خود ، می تواند با یکی از بخش های کسب و کار ما ارتباط خوبی برقرار کند و در عین حال از کل کسب و کار ما راضی باشد.

در واقع ما به این صورت می توانیم نقاط ضعف مان را با استفاده از نقاط قوت ، بپوشانیم.( و در درست تر که نقاط ضعف را جبران کنیم).

[quoteBox author_name=”” author_title=”” avatar=”” text_color=”#333354″ name_color=”#295D84″]

اگر اطلاعات کاملتری می خواهید این مقاله را بخوانید :

CX versus UX : What’s the difference, and does it matter

[/quoteBox]

جمع آوری اطلاعات (جمع آوری هوشمند اطلاعات برای بازاریابی و فروش هوشمند)

جمع آوری اطلاعات

جمع آوری اطلاعات در سیستم های سنتی (دستی) ، معمولا با استفاده از روش سوال مستقیم از مخاطب انجام می شد. به عنوان مثال در یک فروشگاه پوشاک برای به جمع آوری اطلاعات مثل شماره همراه، محل زندگی، سن مشتری و … از سوالات مستقیم فروشنده ، استفاده می شد. که البته روشی بسیار پردردسر و غیر واقع بینانه بود.

ولی با وجود حسگرها می توان به اطلاعاتی دسترسی داشت که مشتریان به صورت داوطلبانه در اختیار کسی قرار نمی دهند. مثل قد و وزن مشتری که با عبور مشتری از گیت قابل جمع آوری است.

یا با استفاده تحلیل رفتارهای مشتریان در فروشگاه های اینترنتی می توان رنگ های مورد علاقه مشتریان را به دست آورد.

جمع آوری اطلاعات

حسگرها ابزار اصلی جمع آوری اطلاعات

در دنیایی که پر است از حسگرهای مختلف ، جمع آوری اطلاعات کار بسیار آسانی به نظر می رسد.

اگر شما هم در یک سازمان یا یک محیط صنعتی مشغول به کار هستید ، حتما حسگرهای زیادی را در محیط اطراف خود دیده اید. حسگرها با درک محیط ، به مانند حس های پنجگانه ما، کمک می کنند تا ماشین هایی که می سازیم ، درک درستی از موقعیت خودشان داشته باشند.

حسگرهای مصنوعی ، کاربردهای متفاوتی دارند به مانند حسگر حرارتی که در اکثر ساختمان های ساخته شده در سالهای اخیر به منظور درک دمای محیط خانه (دفتر یا سوله) ، به کار می روند.

یا حسگرهای نوری که در دوربین های مداربسته کنترل جاده برای محاسبه سرعت خودروها به کار می روند.

یا به عنوان مثال با استفاده از حسگرها ، می توان به اطلاعات تاسیسات یا چگونگی عملکرد ماشین آلات یک محیط صنعتی دسترسی داشت.

برای دانستن بیشتر درباره حسگرها این مقاله را بخوانید :     درک سیستم ها از احساس مشتری

جمع آوری آنلاین اطلاعات

یکی از جالبترین روش های جمع آوری اطلاعات ، استفاده از اطلاعات نامحسوس آنلاین است.

معمولا در سایت های فروشگاهی ، برای دسترسی به اطلاعات کاربران، سوالاتی از آنها در هنگام ثبت نام در سایت یا ثبت خریدشان، پرسیده می شود. این روش بسیار ابتدایی است و برای جمع آوری اطلاعاتی مثل ایمیل شخص، یا نام وی که جزئی از حریم خصوصی اوست، کاربردی است.

ولی برای به دست آوردن میزان علاقه مشتریان به یک محصول خاص، و یا یک رنگ خاص در یک محصول ناموجود در سایت ، می توان از رفتار مشتریان در باز و بسته کردن مشتریان استفاده کرد.

و یا مدت زمانی که مشتری در یک صفحه از سایت صرف می کند، نشان دهنده علاقه مندی مشتری به محصولات خاصی خواهد بود.

برای جمع آوری اطلاعات نامحسوس ، از طریق صفحات سایت های آنلاین (یا اپلیکیشن های تحت شبکه) ، می توان از کوکی ها به نحو مطلوبی استفاده کرد. یا می توان از ثبت تعداد کلیک هایی که هر مشتری بر روی آیتم محصولات انجام می دهد، استفاده کرد.

به هر حال به دست آوردن این اطلاعات در منابع تحت اینترنت کار پیچیده و غیرقابل انجامی نیست. فقط کافی است که از یک کدنویس جوان خواسته شود تا این اطلاعات را برایتان جمع آوری نماید.

 

این فیلم را ببینید : دوره آنلاین جمع آوری و تحلیل هوشمند اطلاعات

 

جمع آوری اطلاعات در محیط صنعتی

بسیاری از مثال هایی که در بحث جمع آوری اطلاعات گفته می شود، نمونه هایی از کارایی سازمانی این اقدام است، ولی جالب است بدانید که در محیط های صنعتی ، جمع آوری اطلاعات بسیار حیاتی تر بوده و برای رقابت با سایر رقبا ، یک امتیاز بسیار عالی محسوب می شود.

تقریبا ده سال پیش در یک کارخانه تولید پیچ های خودرویی ، به عنوان برنامه نویس واحد برنامه ریزی و تولید ، مشغول به کار بودم. بزرگترین مشل کارخانه در خط تولید، شمارش دقیق پیچ های تولیدی بود. که معمولا به علت زیاد بودن حجم کار و کثیف بودن پیچ ها، امکان شمارش پیپ های تولید شده در خط تولید ، وجود نداشت. و برای شمارش پیچ ها ، می بایست تا آخرین مرحله تولید که بسته بندی نهایی بود، صبر می کردیم.

یکی از همکاران بخش کیفیت، پیشنهاد تهیه دستگاهی را داد که با استفاده از نور لیزر می توانست هم پیچ ها را بشمارد و هم می توانست ، میزان خطای تولید را به درستی و برای تعداد ۴۰۰۰ پیچ در هر دقیقه ، محاسبه کند. به این شکل ، دیگر نیازی به رفع خطای تولید در مرحله بسته بندی نبود.

یا به عنوان مثال در کارخانه تولید شیر و محصولات لبنی، می توان با استفاده از حسگرها، میزان غلظت و سلامت شیر را قبل از فراوری و بعداز فرآوری ، محاسبه و کنترل کرد.

پس دیدیم که جمع آوری اطلاعات در سازمان ها و صنایع به اندازه ای زیاد، مهم و قابل توجه است. به طوری که باعث افزایش قدرت ریسک و رقابت با سایرین می شود.

این مقاله را بخوانید : هوشمندسازی صنعتی

 

کسب و کار اینترنتی در ایران و فروش هوشمند

کسب و کار اینترنتی در ایران و فروش هوشمند

کسب و کار اینترنتی در کشور ما به شدت در حال رشد است. حتی کسب و کارهای سنتی برای افزایش فروش خود به کسب و کارهای اینترنتی رو آورده اند.
مدل های فروش هوشمند که اساسا بر پایه کسب و کار اینترنتی طرح ریزی می شوند ، سعی میکنند تا با تکیه بر وب سایت ، شبکه های اجتماعی و هر آنچه بتواند مخاطبین بیشتری را در اینترنت جمع کنند.

مدل کسب و کار سنتی

در کسب و کارهای سنتی ، همه مراحل بازاریابی ، تبلیغات ، جذب مشتری ، فروش ، تحلیل فروش و پشتیبانی از مشتری ، با تکیه بر تجربیات صاحبان کهنه کار کسب و کارها انجام می شوند.

در کسب و کارهای سنتی ، تجربیات ، حرف اول را می زند.

بخش های مختلف یک کسب و کار سنتی ، در اندازه های مختلف کسب و کار ، با هم دیگر متفاوت است. بسته به تعداد نیروهای انسانی ، نوع محصول ، نحوه ارایه محصول یا خدمات ، مدل کسب و کارهای سنتی باهم دیگر متفاوت است.

اما معمولا مدل کسب و کارهای سنتی ، بر پایه ارتباط مستقیم و فیزیکی با مشتری کار می کنند. یعنی اینکه برای ارتباط با مشتری و فروش به مشتری باید ارتباط فیزیکی شکل بگیرد.

مدل بازاریابی هوشمند و کسب و کار اینترنتی و سنتی

 بازاریابی هوشمند به معنی پیدا کردن جامعه مخاطب برای فروش دقیق تر است. به یاد دارم که در برنامه ای تلویزیونی ، گزارشی از شرکت صنعتگران ایرانی در نمایشگاهی در کشور آفریقای جنوبی دیدم.

وقتی گزارشگر با نماینده گروه صنعتی معروفی از کشورمان مصاحبه کرد ، ایشان کاملا از شرکت در نمایشگاه ، ناراضی بودند. فقط به این علت که کولر آبی را برای معرفی به مردم آفریقای جنوبی به نمایشگاه برده بودند. در حالی که مردم کشور آفریقای جنوبی به علت استوایی و شرجی بودن ، امکان استفاده از کولر آبی را ندارند.

پس شناخت امکان بازار برای ارایه یک محصول یا خدمات خاص ، بسیار مهم است. اگر بخواهیم بازاریابی هوشمند را انجام دهیم ، باید از اطلاعات جمع وری شده در کسب و کار خودمان ، از آمارهای نهادهای دولتی ، آمار شبکه های اجتماعی (خرید از تلرگام ، گوگل و …) و … استفاده کنیم.

[quoteBox author_name=”” author_title=”” avatar=”” text_color=”#333354″ name_color=”#295D84″]

این مقاله را بخوانید : بازاریابی هوشمند و تفاوت آن با تبلیغات و فروش

[/quoteBox]

مدل فروش هوشمند در کسب و کار اینترنتی و سنتی

همانطور که گفتم در کسب و کارهای سنتی ، مدل ارتباطی با مشتری در بیشتر مواقع ، مدل ارتباط مستقیم و فیزیکی است. (و برخی اوقات در ارتباط با مشتریان با سابقه ، از ارتباط تلفنی هم استفاده می شود.)

اما در کسب و کار اینترنتی ، مدل ارتباط با مشتری ، به صورت غیرفیزیکی و غیر حضوری است. پس باید برای ارایه محصول یا خدمات مان به فکر پیدا کردن راه های ارتباط غیرفیزیکی و غیرحضوری باشیم.

 

[quoteBox author_name=”” author_title=”” avatar=”” text_color=”#333354″ name_color=”#295D84″]

به این قسمت از رادیو هوشمندی گوش دهید : فروش اینترنتی ؟ 

[/quoteBox]

وب سایت ماندگارترین راه ارتباطی اینترنتی است. به این علت که با رشد تکنولوژی های مختلف ، فضای وب به حالت پایداری درآمده است. و کافی است که برای داشتن یک وب سایت با متخصصین تماس بگیرید.

شبکه های اجتماعی هم می توانند به عنوان تکمیل کننده وب سایت ها ، به رشد کسب و کارهای نوین کمک کنند. مردم بسیاری ، با علاقه فراوان ، دائما در حال خواندن ، دیدن و شنیدن در شبکه های اجتماعی اند.

[quoteBox author_name=”” author_title=”” avatar=”” text_color=”#333354″ name_color=”#295D84″]

چرا این مقاله را نمی خوانید : فروش هوشمند و مزایای آن نسبت به فروش سنتی

[/quoteBox]

نحوه اعتماد سازی در کسب و کار اینترنتی و سنتی

یکی از موانع بسیار بزرگ کسب و کارهای اینترنتی ، اعتمادسازی است. به این دلیل که مشتری به صورت مستقیم ما را نمی بیند ، اعتماد کردن برایش سخت است. اما با آگاهی یافتن مردم از وضعیت نقل و انتقال پول و همچنین اطلاع از کنترل های نهادهای دولتی مثل پلیس فتا ، سازمان صنایع و معادن ، ادارات ثبت اسناد و … اعتماد مشتری ها را راحتتر می توان به دست آورد.

نکات دیگری که می تواند به اعتمادسازی کسب و کارهای اینترنتی کمک کند ، اطمینان از مواجه حضوری (یعنی مشتری خیالش راحت باشد که اگر شکایتی داشت ، می تواند ما را پیدا کند) ، اطمینان از بازگشت وجه در صورت عدم رضایت ، اطمینان از روند پرداخت وجه (استفاده از درگاه های پرداخت معتبر) و موارد اینچنینی است.

مدیریت اطلاعات مشتری در کسب و کار اینترنتی

در بسیاری از کسب و کارهای سنتی ، حفظ و نگهداری از اطلاعات مشتریان به دلیل عدم نیاز به تحلیل اطلاعات آنها ، مساله مهمی نبوده و برای آن سرمایه گذاری نمی شد.

اما در کسب و کار اینترنتی بسیار مهم است که مشتریان را دائما دنبال کنیم. همانطور که در کسب و کار اینترنتی ، خیلی راحتتر می توانیم خودمان را به مشتری برسانیم ، به همان راحتی هم مشتری را از دست می دهیم.

و همینطور به دلیل زیاد بودن مخاطبین اینترنتی ، لازم است که سلایق و علایق مشتریان را بشناسیم و برای همه آنها برنامه ریزی صحیحی داشته باشیم.

پس لازم است که تا جایی که می توانیم از راه دور و از طریق اینترنت ، اطلاعات صحیحی از مشتریان به دست آوریم و به درستی تحلیل کنیم.

[quoteBox author_name=”” author_title=”” avatar=”” text_color=”#333354″ name_color=”#295D84″]

این صفحه را ببینید : جمع آوری هوشمند و تحلیل هوشمند اطلاعات

[/quoteBox]

مراحل راه اندازی کسب و کار اینترنتی

در نهایت اگر می خواهید که کسب و کار اینترنتی موفقی را راه اندازی کنید ، توصیه میکنم مراحل زیر را دنبال کنید :

۱ – آماده سازی محصول یا خدمات مورد نظر ( یا حداقل فایل های صوتی ، تصویری ، متنی و فیلم برای تولید کاتالوگ ها محصول اصلی)

۲ – آماده سازی بستر ارتباطی با مشتری ( وب سایت ، کانال ها و گروه های ارتباطی شبکه های اجتماعی)

۳ – تولید محتوای جذاب و رایگان در خصوص محصول (این موارد علاوه بر مرحله اول است. و فقط مخصوص محصول یا خدمات خودمان نمی شود. بلکه باید محصولات رقبا را نیز تحلیل کنیم و درباره آنها اطلاعات لازم را بدون غرض و حمله به رقیب ارایه کنیم.)

۴ – توزیع اطلاعات تهیه شده در بسترهای ارتباطی مرحله ۲

۵ – ساخت درگاه های پرداخت ( یا درگاه های واسط یا اگر مجوزهای لازم را تهیه کرده ایم ، درگاه های مستقیم بانکی)

 نکته مهم : برای دریافت مجوزهای لازم ، بسته به نوع محصول یا خدمات باید اقدام لازم را انجام دهیم. برای این موارد حتما با کارشناسان حقوقی که آشنا با کسب و کارهای اینترنتی هستند ، مشورت نمایید.

[quoteBox author_name=”” author_title=”” avatar=”” text_color=”#333354″ name_color=”#295D84″]

این سایت را ببینید : هنگامه عسگری (مدرس و مشاور حقوقی در کسب و کارها)

[/quoteBox]

۶ – مداومت در ارایه محصول ، اطلاعات رایگان و جذابیت های مجازی

۷ – تکرار مرحله ۶ به طور دائم

 

 

[quoteBox author_name=”” author_title=”” avatar=”” text_color=”#333354″ name_color=”#295D84″]

قبل از راه اندازی کسب و کار اینترنتی و فروش هوشند ، حتما این فیلم را ببینید : سمینار هوشمندسازی کسب و کار

کسب و کار اینترنتی

[/quoteBox]

 

فروش هوشمند و مزایای آن نسبت به فروش سنتی

فروش هوشمند یکی از مهمترین بخش های هر کسب و کاری است.

نمی توان کارخانه تولیدی ای را تصور کرد ، بدون داشتن یک واحد فروش قوی. نمی توان یک موسسه آموزشی را بدون واحد فروش تصور کرد. نمی توان یک واحد خدماتی را بدون زیرمجموعه فروش تصور کرد.

فروش هوشمند

همه انسان ها باید فروش هوشمند را یاد بگیرند

همه کسب و کارها حتی موسسات خیریه اگر بخواهند که به حیات واقعی برسند و به صورت مستقل و واقعی کار کنند ، باید بتوانند فروش داشته باشند.

فرقی نمی کند که شما تولید کننده محصول هستید یا خدمات. فرقی نمی کند که شما توزیع کننده هستید یا واسطه فروش. به هر حال باید بتوانید به خوبی بفروشید.

اما اگر بخواهیم به طور دقیق به مساله فروش نگاه کنیم ، باید بدانیم که برای فروش بیشتر نیاز به دیده شدن بیشتر داریم.

نیاز داریم که مشتریان بالفعل بیشتری ما را ببینند. و معمولا در کسب و کارهای سنتی برای دیده شدن ، باید به دنبال انتخاب فضای مناسب و یا ایجاد روابط عمومی بسیار بالا نماییم.

بیشتر دیده شدن با فروش هوشمند

با ابداع اینترنت و گوشی های هوشمند و فراگیر شدنشون در ایران ما ، فضای بسیار خوبی برای دیده شدن فراهم شده است.

 

[quoteBox author_name=”” author_title=”” avatar=”” text_color=”#333354″ name_color=”#295D84″]

این مقاله را بخوانید : بازاریابی هوشمند

[/quoteBox]

و بعضی از کسب و کارها (مخصوصا استارتاپ ها) به خوبی از این فضا استفاده میکنند.

اما هنوز کسب و کارهای زیادی رو میبینیم که علاقه چندانی به ارایه محصولات و خدماتشون بر روی بستر اینترنت نشون نمیدن.

علت قهر برخی کسب و کارها با ابزار هوشمند

مساله ندونستن نیست.

با یه گپ ساده با کسانی که اهل اینترنت هستند ، به راحتی میشه درباره کسب و کار بر روی بستر اینترنت و موبایل اطلاعات به دست آورد.

مساله نخواستنه.

تغییر به فروش هوشمند سخته؟

فروش هوشمند

خیلی از اوقات تغییر برای انسان سخته. سخته که یک کسب و کار ۵۰ ساله رو به شیوه ای نوین حرکت بدیم. سخته که بخواهیم صاحب ۶۰ ساله یک کسب و کار قدیمی ، تمام دانسته ها و تجربیاتش رو کنار بذاره و دست به موبایل بشه برای بیشتر دیده شدن.

اما باید همیشه حواسمون باشه که استارتاپ ها منتظر اجازه از کسب و کارهای سنتی نمی مونند. مثل فیدیبو ، کتابراه و … که منتظر اجازه کتاب فروشی های سنتی نموندن.

مثل اسنپ ، تپسی و … که منتظر اجازه تاکسی تلفنی های قدیمی نمودن. مثل دیجی کالا که منتظر فروشگاه های فیزیکی نمونده.

باید راه های جدید رو یاد بگیریم و در کنار تجربیات سنتی از اونها به خوبی استفاده کنیم.

فروش هوشمند با استفاده از ابزار هوشمند ، به خیلی از استارتاپ ها و حتی بعضی فروشنده های سنتی کمک کرده تا بتوانند ، علاوه بر استفاده از راه کارهای سنتی فروش ، از راه های جدید فروش هم استفاده کنند.

درونگراها هم نهایت استفاده رو از فضای مجازی برای دیده شدن و فروش بیشتر میبرند.

راه کارها و ابزار فروش هوشمند

یکی از مرسوم ترین راه های فروش هوشمند ، استفاده از سایت های اینترنتی است. و همینطور فروش از طریق شبکه های اجتماعی به افزایش فروش کمک زیادی میکنه.

اما در کنار استفاده از این ابزار که خیلی هم خوب هستند ، باید به فکر راه های جدید باشیم. راه کارهایی که فروش ما رو نسبت به بقیه رقبا متمایز کنه.

فروش در حالت کلی به معنی نمایش محصول و ارایه اون به شکل دلخواه مشتری هست.

اما فروش هوشمند به معنی راضی کردن مشتری از خرید محصول (یا خدمات) ماست.

فروش هوشمند فقط با تبادل محصول با پول تمام نمیشود.

و همینطور با رودر رو شدن با مشتری شروع نمی شود.

فروش هوشمند قبل از فروش

ما قبل از رودرور شدن با مشتری باید بتوانیم او را از خرید محصولمان راضی کنیم. و با رضایت کامل به او بفروشیم.

وقتی مشتری با رضایت کامل از ما خرید کند ، خرید خود را تکرار میکند.

پس فرآیند فروش هوشمند از لحظه معرفی محصول (تبلیغات ) شروع شده و تا پایان عمر محصول یا مشتری ما ادامه می یابد.

برای اینکه بتوانیم قبل از فروش بر روی ذهن مشتری تاثیر دلپذیری بگذاریم ، نباید فقط به تبلیغات به شکل سنتی (یعنی فقط نمایش محصول و ویژگی ها آن) فکر کنیم و باید تاثیر غیرمستقیم خوشایندی بر ذهن او بگذاریم.

این تاثیر گذاری می تواند ایجاد سرگرمی برای مشتری باشد. (بازی پپسی را یادتان هست)

یا تولید و انتشار محتوای رایگان و تاثیرگذار برای عموم جامعه هدفمان. (مثل بسیاری از سایت های فروشگاهی که اطلاعات کاملی از محصولات خودشان و حتی سایر محصولات ارایه می کنند.)

یا اینکه کمک کنیم تا مشتری کمتر فکر کند. و در گیر قیاس کردن محصول ما با سایرین نشود. (مثل اسنپ)

[quoteBox author_name=”” author_title=”” avatar=”” text_color=”#333354″ name_color=”#295D84″]

چرا رادیو هوشمندی را نمی شنوید :  چی می فروشی؟

[/quoteBox]

در حین خرید هم باید مشتری را راضی نگه داریم. و با استفاده از راه کارهای هوشمند تاثیر خوشایندی بر ذهن مشتری داشته باشیم. (مثل دیجی کالا که امنیت خرید را تضمین میکند)

و همینطور بعداز فروش هوشمند باید حس خوشایند را ادامه بدهیم. (مثل گارانتی ۷ روزه بی چون و چرای دیجی کالا)

یا ارایه اطلاعات تکمیلی به مشتریان (مثل اسنپ که از سیستم امیتازدهی برای افزایش رضایتمندی مشتریان از راننده ها استفاده می کند)

و همه اینها لازم است تا علاوه بر استفاده از روش های سنتی ، با استفاده از روش های هوشمند هم انجام شوند.

و حتما در نظر داشته باشیم که مردم با موبایل ها و اینترنت زندگی دائمی دارند. هر چه بتوانیم خدمات مان را بر روی بستر اینترنت و موبایل افزایش دهیم ، می توانیم بیشتر دیده شویم و هر روز محبوب تر بمانیم. البته به شرطی که راه های استفاده از تکنولوژی را برای فروش هوشمند به درستی بدانیم.

[quoteBox author_name=”” author_title=”” avatar=”” text_color=”#333354″ name_color=”#295D84″]سمینار فروش غیرمستقیم ، با استفاده از ابزار و راه کارهای هوشمند

[/quoteBox]

مدیریت زمان هوشمند

مدیریت زمان به نظرم در هر کسب و کاری ، مهمترین اصل است.

اگر نتوانیم در زندگی روزمره و کسب و کارمان زمان انجام کارهایمان را مدیریت کنیم ، به طور حتم نمی توانیم ، کار مفیدی انجام دهیم.

اما برای خود من تا سال ها سوال اساسی بود که آیا مدیریت زمان به معنی انجام همه کارها به طور دقیق و سرساعت است؟

یادم هست در شروع جوانی که تازه کار بودم ، تمام سعیم رو می کردم که آدم منظمی باشم و همه کارهام رو سر وقت انجام بدم. ولی از اونجایی که ذاتا آدم منظمی نبودم و بیشتر روحیات منعطف داشتم ، فکر می کردم که آدم بی عرضه و نادونی هستم. (مثل اکثر آدم های منعطف جامعه که این حس رو دارن)

به هر حال بعداز چندسال کشمکش با خودم و کلنجار با کارهای مختلفی که عوض کردم ، سر کلاس استاد عزیزی رفتم که تیپ های شخصیتی رو برامون توضیح داد. و گفت که آدم ها می تونن یا منعطف باشند یا منظم. که البته شدید هیچ کدوم بودن خوب نیست.

بلکه فقط کافیه که خودمون رو بشناسیم و در جای مناسب رفتارمون رو مدیریت کنیم.

تا اینجای کار ، تا حدودی خیالم راحت شد. ولی هنوز هم با کارهایی که باید به صورت منظم و در ارتباط با سایرین انجام می شد ، مشکل داشتم. شاید می تونستم کارهای خودم رو مطابق با میلم برنامه ریزی کنم. ولی ارتباطات رو نمیشه خیلی هم سلیقه ای پیش برد.

مثلا زمانی که به رئیس تون قول میدید که کاری رو راس ساعت خاصی انجام میدید ، باید خوش قولی کنید. وگرنه نه پیشرفت میکنید و نه موندگار میشید.

پس این هم شد معضل زندگیم.

تغییر در دیدگاه مدیریت زمان

تا چند سال پیش یه ویدیو در تد دیدم که کلا زندگیم رو عوض کرد.

توی این ویدیو ، خانمی که مدرس مدیریت زمان بود ، در عرض بیست دقیقه مهمترین درس مدیریت زمان رو به من داد.

ایشون گفت که خودش مدیریت زمان درس میده ولی در آخرین سمینارش ۱۰ دقیقه دیر رسیده. (خنده حضار)

ولی گفت که چهار فرزند داره و ضمن انجام کارهای خونه ، بیزینس خودش رو هم اداره میکنه. و همینطور گفت خانمی رو میشناسه که ۶ فرزند داره و همزمان ۳ کسب و کار متفاوت رو با موفقیت مدیریت میکنه.

اولش جا خوردم و باورم نشد. اما زمانی که مهمترین اصل مدیریت زمان رو گفت ، تازه فهمیدم که چقدر توی زندگی و کسب و کارم به خودم و سایرین فشار بی خودی آوردم و چقدر خودم رو سرزنش کردم که چرا سرساعت و دقیق کارهام رو انجام نمیدم.

ایشون گفت که مساله اصلی مدیریت زمان ، اینه که بدونیم همه آدم ها (چه موفق و چه ناموفق) ۲۴ ساعت در شبانه روز برای انجام همه کارهی شخصی ، خانوادگی و … وقت دارند.

مهمتر از مدیریت زمان

اما مهمتر از مدیریت زمان ، مدیریت اولویت هاست. آدم های موفق معمولا به جای مدیریت دقیق و سرساعت زمان ، مدیریت اولویت هاشون رو با تنظیم یه وقت منطقی و بدور از فشار بی خودی رو برای همه کارهای با اولیتشون انجام میدن.

یعنی اینکه اگر می خواهیم ، مدیریت زمان داشته باشیم ، اول از همه کارهایی که در طول یک روز می خواهیم انجام بدیم ، لیست کنیم.

وبعد از اون ، لیست رو تا جایی که میشه ، خلوتش کنیم. یعنی گزینه هایی که خیلی کم اهمیت هستند رو حذف کنیم.

بعداز حذف کم اهمیت ها ، پر اهمیت ها رو جدا میکنیم. و وقت های لازم رو براشون تنظیم میکنیم.

البته وقت هایی رو تنظیم میکنم که بدونیم با توجه به توانایی ها و منابع ما قابل انجام هستند.

و حتما یه حدودی رو برای کم و زیادشدن این وقت ها تنظیم میکنم.

بعداز تنظیم وقت کارهای با اولویت بالا ، نوبت به کارهایی با اولویت متوسطه ، که می تونیم در وقت های خالی باقیمونده بچینیم.

به همین راحتی با صرف ۱۵ دقیقه در ابتدای صبح ، میشه این وقت ها رو تنظیم کرد. و مطمئن باشیم که همیشه کارهای مهم زندگی و کارمون رو انجام دادیم. بدون اینکه استرس و ناراحتی جا افتادن اونها رو داشته باشیم.

معرفی یه نرم افزار مفید (واندرلیست)

قبل تر ها برای لیست کردن کارهای روزانه ، هفتگی ، ماهیانه و حتی سالیانه ، از دفتر سالنامه استفاده می کردم. ولی از وقتی که وارد حرفه هوشمندسازی شدم ، با نرم افزارهای تنظیم وقت آشنا شدم، و تونستم مدیریت اولویت ها و زمانم رو بهتر انجام بدم.

ضمن اینکه خیالم راحته که لیست کارهام رو همیشه توی گوشی همراهم دارم.

الان هم نرم افزار واندرلیست Wunderlist رو استفاده میکنم. چون این نرم افزار ، اطلاعاتی که داخلش مینویسم رو روی اینترنت ذخیره میکنه.

اینجوری خیالم راحته که اگر گوشیم اتفاقی براش افتاد ، برنامه های کاریم رو از دست نمیدم.

مدیریت زمان هوشمند

یکی از مشکلات مدیران و کارشناسان کسب و کارهای مختلف ، تنظیم وقت های کاری شون هست. که فکر میکنم با رعایت همین نکته ساده ای که در این مقاله نوشتم ، و با استفاده از نرم افزار هوشمندی مثل واندرلیست ، می تونید مدیریت اولویت ها و مدیریت زمان رو خیلی راحتتر و دقیقتر انجام بدید.

امیدوارم شما هم همیشه هوشمند باشید و هوشمندانه کسب و کار خودتون رو مدیریت کنید.

[quoteBox author_name=”” author_title=”” avatar=”” text_color=”#333354″ name_color=”#295D84″]

این مقاله را بخوانید : هوشمندسازی یا سیستم سازی؟

[/quoteBox]

 

مسیر عصبی ذهن مشتری

مسیر عصبی به ارتباط سلول های مغزی به همدیگه گفته میشه.

مغز ما میلیاردها سلول عصبی داره که به هرکدوم از اونها یک نرون گفته میشه. و به ارتباطی که بین این سلول ها شکل میگیره ، مسیر عصبی میگیم.

وقتی رفتار یا مطلبی در ذهن ما حفظ میشه و کم کم تبدیل به ناخودآگاهمون میشه ، در واقع یک مسیر عصبی شکل گرفته و هر چه بیشتر مطالب در ذهنمون مرور میشه ، اون مسیر عصبی قوی تر میشه.

این فیلم رو ببنیم و ادامه بدیم …

مسیر عصبی

[video src="http://mhasanii.ir/wp-content/uploads/2017/07/Neural.mp4" /]

در فیلم بالا دیدیم که با هر بار دیدن یک اتفاق ، خواندن مطلب ، انجام رفتار ، گفتن و … در ذهنمان یک مسیر عصبی شکل میگیرد که اگر برای چندبار آن را تکرار کنیم ، میتوانیم مسیر را قویتر کنیم ، تا جایی که این مسیر عصبی تا ابد در مغزمان باقی بماند.

بعضی از کارهایی که ما در زندگی انجام میدهیم ، غریزی است. مثل نفس کشیدن. مسیر عصبی این رفتارهای ناخودآگاه و غریزی ، قبل از تولد ما در ذهنمان شکل گرفته است.

اما بسیاری از رفتارهای انسان براساس یادگیری است. مثل دوچرخه سواری ، شنا کردن ، رانندگی کردن ، حل کردن مسایل ریاضی یا درک موسیقی.

ساخت مسیر عصبی

تا اینجا دیدیم که برای شکل گرفتن یک مسیر عصبی در مغز ما ، تکرار چندباره لازم است. حال سوال اساسی این است که چطور می شود که یک اتفاق خیلی خوب یا بد ، فقط با یک بار ، تا ابد در زهنمان باقی می ماند.

شکل گیری مسیر عصبی در مغز ، به شدت به میزان تاثیری که ما از یک اتفاق میگیریم ، وابسته است.

اگر تاثیر ناگهانی و شدید باشد به مانند این است که یک اتفاق ساده ، چندبار برایمان تکرار شده باشد.

اکثر انسان ها دوچرخه سواری را زمانی یادمیگیرند که با دوچرخه زمین می خورند. و در آن لحظه به دلیل شوک وارده به مغز به یک باره مسیر عصبی دوچرخه سواری در مغز تکمیل می شود.

مسیر عصبی ذهن مشتری

حالا که با مسیر عصبی و چگونگی شکل گیری آن در مغزمان آشنا شدیم ، باید از آن برای ساخت مسیر عصبی در ذهن مشتریانمان استفاده کنیم.

ساده ترین شکل ایجاد مسیر عصبی خرید مشتری ، فروش در شادترین لحظات زندگی و یا فروش خوب در بدترین لحظات زندگی آنهاست.

زیرا در این لحظات ، می توان با ایجاد یک حس خوب در ذهن مشتری ، شوک لازم برای ساخت مسیر عصبی را بسازیم.

اما همیشه موقعیت فروش به این شکل را نداریم. مخصوصا اینکه ما هنوز بازاریابی درستی انجام نداده باشیم.

[quoteBox author_name=”” author_title=”” avatar=”” text_color=”#333354″ name_color=”#295D84″]

این مقاله را بخوانید :    بازاریابی هوشمند

[/quoteBox]

تبلیغات همه جانبه

 

موقعیت دیگری که می توان مسیر عصبی را در ذهن مشتری ساخت ، تبلیغات وسیع و همه جانبه در کل بازار است. مثل تولیدکنندگان مواد غذایی ، مواد شوینده و … که با تبلیغات فراوان ، ذهن مشتری را عادت به خرید محصولاتشان می دهند.

یا مثل کمپین های اینترنتی که سعی می کنند با نمایش تعداد زیادی بنرهای تبلیغاتی در سایت های فراوان ، مسیر عصبی را در ذهن مشتری بسازند.

نوع دیگر تبلیغات ویروسی است. معمولا زمانی که از اطرافیانمان درباره یک محصول مطلبی می شنویم ، بیشتر اعتماد می کنیم. چون فکر می کنیم که شخص مقابل ، نفعی از فروش محصول یا خدمات به ما نمی برد. پس در یک حالت آرام و در حس اعتماد ، مطلبی را می شنویم که برایمان مفید است. پس مغز ما آماده پذیرش مسیر عصبی است.

[quoteBox author_name=”” author_title=”” avatar=”” text_color=”#333354″ name_color=”#295D84″]

درباره رویداد دورهمی هوشمندی “اینتاک” بیشتر بدانید.

[/quoteBox]

اما همه داستان های مسیر عصبی به این مقاله محدود ، خلاصه نمی شود. ولی اگر بدانیم که در چه مواقعی و با چه شرایطی می توانیم مسیر عصبی لازم را در ذهن مشتری ایجاد کنیم ، می توانیم بازاریابی ، تبلیغات و فروش موفق تری داشته باشیم.